تمام مطالب برچسب : پیشرفت
اتصال به نور:

اتصال به نور:

اتصال به نور: برای رسیدن به هر خواسته ای در زندگی، باید تلاش و کوشش کرد تا به آن  برسیم. اما نکته ی مهم این جاست که این تلاش و کوشش، اگر  در کنار عنایت الهی باشد، قطعا اثرگذارتر است و ما را بهتر به خواسته مان می رساند. بنابراین باید در کنار زحماتی که برای رسیدن به هدفمان می کشیم، با کمک گرفتن از دعا، راه رسیدن به مقصودمان را هموارتر کنیم. اما دعا کردن مثل هر کار دیگری شرایطی دارد، که قرآن راه و رسم دعا کردن را به ما آموخته است. اما چگونه دعاکنیم: ۱-یکی از مهم ترین نکات در دعا کردن، توجه به زمان دعا است. زمان در دعا: * دعایى که همراه با نماز و […]

زندگی خوش دیگران

زندگی خوش دیگران

زندگی خوش دیگران: توی کلاس نشسته بودیم. می گقتیم و می خندیدیم و کلی خوش می گذروندیم. همین جوری که داشتیم در کنار هم لحظات خوشی را سپری می کردیم، یه وقت توی ذهنم گفتم: خوش به حال بچه ها. ببین تو زندگیشون هیچ مشکلی رو ندارند. هر وقت می آیم توی کلاس، همه خوشحال و سرحال نشستند و دارند می خندند. ای کاش زندگی من هم مانند این ها بود. ای کاش من هم مشکل نداشتم. ای کاش من هم می توانستم برای روزهای، فقط روزهایی، جای این ها بودم. داشتم فکر می کردم که حسن زد روی شونه ام. با اون لبخند همیشگیش به من گفت: چیه؟ رفتی تو فکر؟ با جمع نیستی؟ تو که ساکت می شی، […]

حرف زدن و انتقاد کردن در خانواده

حرف زدن و انتقاد کردن در خانواده

حرف زدن و انتقاد کردن در خانواده: داشتیم با ماشین می رفتیم، که یهو آرزو گفت: بابا من این عروسک رو می خوام. نگین گفت: اسکندر جان مگه، نمی شنوی که آرزو می گه عروسک می خواد، خوب برو براش بگیر. این جوری که شد، امید گفت: اگه این جوری باشه من هم تفنگ می خوام. اسکندر گفت: چشم، الان یه جایی نگه می دارم، می رم براتون می خرم. بالاخره اسکندر یه جایی پیدا کرد برای نگه داشتن ماشین و با بچه ها رفت برای خرید. در این زمان که اسکندر و بچه ها رفتند برای خرید، حاج عمو گفت: نگین خانم، اجازه هست، یه موردی رو بگم، که ان شاالله خیلی به درد زندگیتون بخوره. نگین هم گفت: […]

زندگی زیباست

زندگی زیباست

زندگی زیباست: برخی از اوقات به اطرافمان که دقت می کنیم، چیزی را نمی بینیم که از آن لذت ببریم. وضع مالی را که نگاه می کنیم، سرپناه و خانه مان را که نگاه می کنیم، دوره و زمانه را که نگاه می کنیم و… خلاصه به هر چیزی که نگاه می کنیم، رنگ منفی می بینیم. حتی گاهی افرادی می آیند و ما را راهنمایی می کنند که این کارها را انجام بده تا زندگی ات بهتر می شود. چشم را می گوییم، اما ته دلمان می گوییم: این هم چیزی گفت و رفت. مگر می شود که با انجام دادن این کارها، من از این وضعیت در بیایم. مردم هم دلشون خوشه. حتی اگر این دستورات را انجام […]

تغییر و تحول در زندگی

تغییر و تحول در زندگی

تغییر و تحول در زندگی: داشتم از سر کار به سمت منزل برمی گشتم. این راه را هر روز پیاده می آمدم و برمی گشتم. در یکی از روزها یک صحنه ای توجه من را به خودش جلب کرد. صحنه ای که هر روز می دیدم، ولی راحت از کنارش رد می شدم. اما آن روز نمی دانم چه شد که من را به فکر واداشت. و همین فکر باعث اتفاقات مهمی در زندگی من شد. دیدم آب راکدی در آن جا هست و این آب مدت ها و روزها هست که همین گونه راکد این جا مانده بود. نه آبی به آن اضافه می شد و نه آبی از آن خارج می شد. به خاطر همین تبدیل شده بود […]

تمرکز

تمرکز

تمرکز: داشتم توی خیابان راه می رفتم. مثل همیشه خیابان شلوغ بود و پر از سر و صدا. تصادفی هم که در چهارراه اتفاق افتاده بود، ترافیک را چند برابر کرده بود. راننده ها هم که افتاده بودند به جان هم. یک وقت از دور کسی را دیدم که دارد دوان دوان به سمتی می دود. به نظرم آشنا می آمد. کمی که بیشتر دقت کردم. دیدم یکی از رفقای قدیمی من است. من هم به سمتش رفتم. نزدیکش که رفتم صداش کردم. اما انگار نه انگار که دارم صدایش می کنم. اولش یه کم بهم برخورد. توی ذهنم گفتم: عجب رفیق بی معرفتی. چند ماهه ندیدمش، اما انگار کلا من را فراموش کرده است. کمی پشت سرش حرکت کردم. […]

مشخص بودن هدف

مشخص بودن هدف

مشخص بودن هدف: امروز که داشتم با ماشین به سمت محل کار حرکت می کردم، نزدیک به چراغ قرمز که رسیدم، دیدم چند ثانیه بیشتر تا قرمز شدن چراغ نمانده است. بنابراین تمام حواسم به ثانیه شمارها بود و به سمت چهارراه حرکت کردم، و قبل از قرمز شدن چراغ از چهارراه گذشتم. وقتی از چراغ رد شدم، ناگهان فکری به ذهنم آمد. با خودم گفتم که هر روز من قبل از رسیدن به چهارراه،  وقتی می خواستم از چراغ قرمز رد بشوم، اگر در اطراف چهارراه  اتفاقی افتاده بود به آن دقت می کردم و حتی آن را تحلیل و بررسی هم می کردم. ولی امروز که همه ی حواسم به چراغ بود که قرمز نشود، اصلا متوجه نشدم […]

حسرت روزهای گذشته

حسرت روزهای گذشته

حسرت روزهای گذشته: خیلی از اوقات در گوشه ای از اتاق می نشینیم و به گذشته ی زندگی مان فکر می کنیم. با خودمان فکر می کنیم که اگر ده سال پیش آن پیشنهاد کاری را قبول می کردم، موقعیت الانم بسیار بهتر از اینی بود که الان هستم. اگر آن پول را از آن شخص قبول نمی کردم، الان این قدر منت سرم نبود. اگر رفاقتم را با آن شخص حفظ می کردم، الان خیلی زندگی شادتری داشتم. و… خلاصه غصه ی زمان های از دست رفته را می خوریم، و دائم ای کاش و ای کاش. و این غصه خوردن ها ادامه پیدا می کند و زندگی ما هم، با حسرت زمان های از دست رفته به پیش […]

حرف دیگران و عدم موفقیت

حرف دیگران و عدم موفقیت

حرف دیگران و عدم موفقیت: یکی از مهم ترین علت هایی که انسان ها نمی توانند موفق بشوند، پیشرفت کنند، زندگی شادی داشته باشند، و نتوانند فرزندی خوبی را تربیت کنند، خانواده ی شادی داشته باشند، اهمیت دادن به نظر دیگران است. متاسفانه بسیاری از انسان ها، چیزی که برایشان بسیار مهم است این است که دیگران در مورد او چه فکری می کنند، چه نظری دارند، بعدا در مورد او و رفتارهایش چه می گویند. دارد به همسرش محبت می کند، ناگهان پدر و مادر خودش و یا پدر و مادر همسرش وارد می شود و محبت را ادامه نمی دهد. می گوید: زشت است که جلوی پدر و مادر به همسرم محبت کنم، از همسرم تشکر کنم. پدر […]

زنان جامعه

زنان جامعه

زنان جامعه: برخورد ما با زنان جامعه زیبا نیست. بسیاری از اوقات از اسم زنان، استفاده ی ابرازی می شود. یعنی تا نزدیک انتخابات می شود، سریع می گویند: بانوان سرزمین من، بانوان سرزمین من. تا می خواهند یک کاری انجام دهند، سریع از اسم زنان جامعه و احساسات آن ها استفاده می کنند، برای این که به خواسته شان برسند. هر چند وقت یکبار برای این که نشان دهند انسان های روشنفکری هستند، یک خانم را پیدا می کنند که یک کار مردانه انجام دهد، و آن را در بوق و کرنا می کنند که ما به زن ها اهمیت می دهیم. چه قدر ارزش یک زن را پایین آورده اند که اگر یک زن یک کار مردانه کرد […]

1 2