عجله

عجله

عجله:

عجله: وارد منزل می شویم و می بینیم که همه چیز به هم ریخته.

همه دارن غرغر می کنن و ما هم خودمون خسته ایم،

تازه خرید هم کردیم و توقع داشتیم،
حداقل موقعی که وارد منزل می شیم دیگه همه چیز روی اعصاب ما نباشه.
حداقل یک ناراحتی به ناراحتی های قبلی ما اضافه نشه.
بعد با خودمون  و در ذهنمون می گیم،

ای بابا: این زنه باز هم شروع کرد به غرغر کردن، کار هیمشگیشه،
خسته شدم، از این همه غرغر.

این بچه هم تا ما را پیر نکنه، ول نمی کنه.
اما یک راه آسان تری هم هست و آن این که قبل از قضاوت کردن، بپرسیم علت این ناراحتی ها چیه؟
یعنی قبل از این که در ذهنمان تمام اتفاقات را بچینیم که، دوباره می خوان اعصاب ما رو بریزن به هم.
همه ی هدفشون اینه که من رو اذیت کنن.

این ها مگه جز این که من رو اذیت کنن، کار دیگه ای هم بلدن؟
قبل از همه ی این ها یک سوال ساده بپرسیم.
شاید با این کار هم اعصاب ما آرام تر بشه و هم بتونیم به خانواده مان خدمت بیشتری کنیم.
شاید به خانم شما خبری بدی دادند،

که اگر شما هم بشنوید، اعصاب و روانتان به هم می ریزد،
شاید فرزند ما در مدرسه دعواش شده و این جوری داره خودش رو خالی می کنه.
ببینید، خیلی از دعواهای زن و شوهر، پدر و مادر با فرزند، به خاطر عدم آگاهیه.
البته فقط مخصوص پدر خانواده هم نیست.
پدر از در می آید و ناراحت هم هست.

همسرش می گه، تو هم بابا همش اخمات تو همه.
شاید سر کار براش اتفاق ناخوشایندی افتاده.
در مورد فرزند هم همین طور.
هی می گه این پدر و مادر ما، همش بهم گیر میدن. چرا قضاوت می کنی؟ به فکرت هستند.
هیچ موقع نپرسیده، قضاوت نکنید.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *