رفتار قاطعانه

رفتار قاطعانه

رفتار قاطعانه:

در مقاله ای که دیروز نوشتم و در آن عرض کردم که پدر و مادر باید،

در عین این که با فرزندشان صمیمی هستند، ولی قاطع هم باشند،

اما در مورد قاطعیت زیاد توضیح ندادم.

امروز می خواهم توضیحاتی را در مورد قاطعیت و این که چگونه می توان در عین محبت، قاطعیت  هم داشت، توضیحاتی را بدهم.

قاطعیت به این معنا است که اگر حرفی را می زنیم،

با تمام وجود پای حرفم بایستم.

یعنی بدون این که داد و بیداد کنیم، بدون این که سروصدا کنیم،

از حرفمون کوتاه نیاییم.

یعنی مثلا: به فرزندمون می گوییم: اگر این کار را انجام دهی، به هیچ عنوان حق این که، تا یک ساعت از منزل بیرون بروی را نداری.

برخی از پدرها و مادرها، وقتی کودکشان شروع می کند به گریه  کردن و التماس کردن،

مقداری تحمل می کنند، اما بعد از چند دقیقه تسلیم می شوند و می گویند: خیله خوب، این دفعه برو، ولی دیگه تکرار نشود.

دوباره دفعه ی بعد، همان اتفاق و همان تنبیه و نتیجه همانی می شود، که دفعه ی قبل شد.

یعنی کودک، چند دقیقه ای گریه می کند و خواهش می کند،

و دوباره پدر و یا مادر می بخشد.

و فرزندشان متوجه می شود که هر وقت هر کاری خواست انجام دهد، با مقداری گریه و اضافه کردن ببخشید، قضیه جمع می شود.

اما در بحث قاطعیت قضیه متفاوت می شود.

یعنی وقتی پدر و مادر به فرزندشان کاری را می گویند، با قاطعیت پای حرفشان می ایستند،
و هر چه فرزندشان گریه می کند و خواهش می کند،

پدر و مادر کوتاه نمی آیند.

البته این قاطعیت چند شرط دارد که بسیار مهم است:

۱- قرار نیست که ما دائم برای فرزندمان شرط تعیین کنیم و بعد پای حرفمان بایستیم.

بلکه قرار است فرزند ما هر کاری خواست انجام دهد، چون کودک است، و کودک به فرموده ی پیامبر، هفت سال اول پادشاه است.

پس فقط گاهی، آن هم  گاهی که احساس می کنیم، این کار به شدت به ضرر فرزندمان است،
با او دستوری صحبت می کنیم.

۲- هر گاه با قاطعیت با فرزندمان صحبت می کنیم، حتما باید فرزندمان مطمئن شود که ما او را دوست داریم.

یعنی به فرزندمان می گوییم: دوستت دارم، اما از این کارت ناراحت هستم،

و حق نداری این کار را تکرار کنی، و یا باید این کار را انجام دهی.

نکته ی مهم در این قضیه، هماهنگی پدر و مادر است.

یعنی اگر پدر و مادر، در این قضه هماهنگ نباشند، به ضرر جفتشان است.

یعنی مادر بگوید: این کار را بکن و پدر بگوید: احتیاجی نیست،
و این نقص بزرگی است.

اقتدار در قرآن هم به این شکل است.

محمد رسول خدا، با کفار شدید و بین خودشان مهربان.

یعنی با برخی رفتارها شدید بودن و با برخی رفتارها مهربان.

پیامبر که عوض نمی شوند، ولی با رفتارهای متفاوت باید برخورد متفاوت انجام داد.

پس اقتدار یعنی، در عین دوست داشتن فرزند، پای حرفی که می زنیم بایستیم.

باز هم تاکید می کنم، هر حرفی را نزن، اما اگر مجبور به زدن حرفی شدی،

با مهربانی، ولی جدی پای حرفت بایست.

این باعث می شود که فرزندان شما، شما را جدی بگیرند.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *