تمام مطالب دسته بندی: تربیت فرزند
فرزندان ما

فرزندان ما

فرزندان ما: پدر و مادر به فرزندشان می گویند: برو یک لیوان آب بیاور، و فرزند می گوید: خسته ام، می شود خودتان آب بیاورید؟ پدر و مادر با ناراحتی نگاهی به فرزندشان می کنند و می گویند: دیگه دوره و زمونه عوض شده! ما جرات نمی کردیم، پامون رو جلوی پدر و مادرمان دراز کنیم، حالا این بچه به من می گوید: خودت برو آب بیار. می دانی من چه قدر زحمت تو رو کشیده ام؟ و یا پدر و مادر به فرزند می گویند: من حال ندارم، برو تلفن رو جواب بده، ببین چه کسی هست. و فرزند به دنبال بازی اش می رود و تلفن قطع می شود. پدر و مادر با ناراحتی به فرزندشان می گویند: […]

مسئولیت پذیری کودکان

مسئولیت پذیری کودکان

مسئولیت پذیری کودکان: یکی از اتفاقات بسیار اشتباهی که در زمان حاضر وجود دارد، و کمتر کسی به آن توجه دارد، و باعث شده است که تربیت فرزندان ما بسیار ایراد پیدا کند، و فرزندان ما در بزرگ سالی نتوانند، از پس کارهایشان بر آیند، این است که سن مسئولیت پذیری، در بین کودکان افزایش پیدا کرده است. به این معنی که فرزندان، حتی در زمان دانشگاه رفتنشان هم، نمی توانند بسیاری از کارها را خودشان انجام دهند، و محتاج کمک پدر و مادرشان هستند. فرزند باید بعد از سن کودکی، که سن بازی است، شروع کند به یادگیری و آموزش و تلاش، برای انجام دادن بسیاری از کارهای خودش. یعنی از هنگامی که وارد کلاس اول می شود، کم […]

کودکان و موبایل و تلویزیون

کودکان و موبایل و تلویزیون

کودکان و موبایل و تلویزیون: پدر و مادری ایراد می گرفتند که دیگر از رفتار فرزندشان خسته شده اند. وقتی علت را پرسیدم گفتند: از بس که فرزند ما پای تلویزیون و موبایل می نشیند. هر چه قدر هم ما او را نصیحت می کنیم، انگار نه انگار. یعنی تمام بازی های موبایل را انجام داده است. تمام کارتون ها و فیلم های تلویزیون را دیده است. تا دیروقت پای تلویزیون است و صبح، همین که از خواب بیدار می شود، می رود سراغ موبایل. از این پدر و مادر یک سوال کردم و به آن ها گفتم: جواب مشکل شما در همین سوال است. سوال: به آن ها گفتم: شما فکر کنید که دارید با یک شخصی قراردادی را […]

فقط دلمان می خواهد

فقط دلمان می خواهد

فقط دلمان می خواهد: هنگامی که فرزند ما متولد می شود، یکی از دغدغه های اصلی پدر و مادر، آینده ی این کودک و تربیت اوست. دائم با همسرشان بحث می کنند که این رفتار تو با فرزندمان درست نبود، باید به جای این که این حرف را به او می زدی، این گونه متوجه اشتباهش می کردی. همین کارها را کردی که بچه مان بی تربیت شده. این جوری باهاش حرف زدی که عصبانی شده و… همیشه در ذهن پدر و مادر این است که فرزندشان در آینده، انسانی بشود باهوش، مودب، انسان با اخلاق، موفق و… اما باید از این پدر و مادر پرسید که آیا، در ذهن خود شما تعریف دقیقی از ادب، اخلاق و موفقیت وجود […]

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام: پدر وارد منزل می شود و به خاطر این که امروز، سرکار با همکارش جر و بحث کرده، عصبانی هست. مادر سلام می کند، ولی پدر بدون اعتنا به سلام همسرش فقط می پرسد، ناهار کی آماده می شود؟ مادر خانه هم می گوید: تا نیم ساعت دیگر. پدر سر و صدا کنان و غرغر کنان، می رود در اتاقش تا استراحت کند. سفره که پهن می شود، پدر با همان اخمی که وارد منزل شد، بر سر سفره حاضر می شود، و همین که شروع می کند به خوردن غذا، با حالت تمسخر می گوید: این همه نمک خریدم که قاب کنی بگذاری روی دیوار؟ خوب یه ذره نمک به این غذا می زدی! و قهر […]

دوری از خانواده و محبت

دوری از خانواده و محبت

دوری از خانواده و محبت: در زمان حاضر به خاطر بحث مسائل مالی، برخی از افراد مجبورند که ساعت های زیادی را سرکار باشند. یعنی از صبح زود که به سرکار می روند، زمانی به منزل بر می گردند که ممکن است فرزند و یا همسرشان به خواب رفته باشند. حتی اگر بحث مسائل مالی هم نباشد، باز هم ممکن است که به خاطر شرایط شغلی، (مثل این که باید در کشورهای مختلف بروند و کارهایی را انجام دهند) و یا شرایط خانوادگی، (مثل این که پدر و مادرشان در شهر دیگری زندگی می کنند، و این افراد باید چند روزی را در کنار پدر و مادر و دور از خانواده باشند) زمان هایی را در کنار همسر و فرزندشان […]

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان: خیلی از اوقات از فرزندانمان ایرادهایی را می گیریم و فکر می کنیم که ما درست می گوییم. یعنی می گوییم که از بس که این بچه زندگی رو بهم ریخت، خونه رو شلوغ و پلوغ کرد، دیگه خسته شدم. هر وقت نگاه به خونه می کنی، خونه به هم ریخته ست. دائم با این اسباب بازی های پر سر و صدا، اعصاب همه رو ریخته به هم. لباس هاش رو از تو کمدش در می آره و سر جاش نمی ذاره. موقع پوشیدن لباس هم که دیگه نگو. این قدر لجبازی می کنه و می گه: من این لباس رو می خوام بپوشم، نه اونی که شما می گید. عصبانیت هم که نگو. […]

تفریحات و تکنولوژی

تفریحات و تکنولوژی

تفریحات و تکنولوژی: یک روز که حاج عمو صبحانش رو خورد گفت: بچه ها  کی موافقه امروز ناهار بریم بیرون؟ بچه ها که دیگه ذوق کرده بودند و سر از پا نمی شناختند و نگین و اسکندر هم لبخند رضایت بر لبانشان نشست. حاج عمو گفت: حاج ننه، چی کار کنیم؟ اجازه ی حرکت به ما می دی؟ حاج ننه هم گفت: اگر همه موافق هستند، من مشکلی ندارم. بچه ها دویدند و حاج ننه رو بوسیدندو آماده شدند، برای حرکت. اسکندر رفت ماشین رو روشن کرد و بچه ها رو صدا کرد که بچه ها بیاین سوار شین می خوایم راه بیفتیم. بچه ها و نگین و اسکندر سوار شدند، حاج عمو هم دست حاج ننه رو گرفت و […]

کودکانی که نمی توانند از حق خود دفاع کنند

کودکانی که نمی توانند از حق خود دفاع کنند

کودکانی که نمی توانند از حق خود دفاع کنند: با سلام. بسیاری از پدرها و مادرها نگران این هستند که چرا فرزندان ما نمی توانند از حق خوددفاع کنند. یعنی وقتی در جمعی قرار می گیرند و دیگر کودکان وسایل آن ها را بر می دارند، نمی توانند از خودشان دفاع کنند. و یا اگر هم می خواهند از حقشان دفاع کنند، با بچه ها درگیر می شوند. و یا در جمع یک گوشه می نشینند و خجالتی هستند. و این نگرانی دائم همراه این پدر و مادر هست. اما قبل از این که بخواهم راه حل را بیان کنم، باید دو نکته را به شما عرض کنم. ۱-رفتارهای کودکان در سال های متفاوت، تغییر خواهد کرد. یعنی این گونه […]

حرف زدن و انتقاد کردن در خانواده

حرف زدن و انتقاد کردن در خانواده

حرف زدن و انتقاد کردن در خانواده: داشتیم با ماشین می رفتیم، که یهو آرزو گفت: بابا من این عروسک رو می خوام. نگین گفت: اسکندر جان مگه، نمی شنوی که آرزو می گه عروسک می خواد، خوب برو براش بگیر. این جوری که شد، امید گفت: اگه این جوری باشه من هم تفنگ می خوام. اسکندر گفت: چشم، الان یه جایی نگه می دارم، می رم براتون می خرم. بالاخره اسکندر یه جایی پیدا کرد برای نگه داشتن ماشین و با بچه ها رفت برای خرید. در این زمان که اسکندر و بچه ها رفتند برای خرید، حاج عمو گفت: نگین خانم، اجازه هست، یه موردی رو بگم، که ان شاالله خیلی به درد زندگیتون بخوره. نگین هم گفت: […]

1 2 3 15