تمام مطالب دسته بندی: آرامش در زندگی
چشم ها را باید شست

چشم ها را باید شست

چشم ها را باید شست: یک داستان بسیار معروف از حضرت عیسی(ع) وجود دارد؛ و آن این است که حضرت، با یاران خود از راهی می گذشتند که سگی در کناری افتاده بود. همه ی یاران حضرت شروع کردند به بیان زشتی های سگ؛ اما حضرت فرمودند: چه دندان های زیبایی؛ و ادامه دادند: بین زشتی ها و زیبایی ها؛ زیبایی ها را انتخاب کنید و زیبایی ها را ببینید. اگر ما از حضرت عیسی(ع) همین یک مطلب را یاد بگیریم؛ و در زندگی خانوادگی اجرا کنیم؛ زندگی بسیار شیرینی خواهیم داشت. اگر این همه که از فرزندان و همسرمان ایراد می گیریم؛ (یک کاغذ برداریم و ایرادات و اشکالاتی که در طول روز، به همسر و فرزندانمان می گیریم […]

در کمال آرامش

در کمال آرامش

در کمال آرامش: در یک زندگی مشترک بین زن و شوهر؛ و یا در یک خانواده، بین پدر و مادر و فرزندان؛ و یا در یک اداره بین همکاران؛ ممکن است گفت و گوهایی پیش بیاید. به این معنا که زن و شوهر ممکن است بر سر موضوعی اختلاف نظر داشته باشند، و یا پدر و مادری رفتاری از فرزندشان را نپسندند، و البته این رفتار، مورد قبول فرزندشان است؛ و یا دو نفر از همکاران بر سر نوع برخورد با ارباب رجوع اختلاف نظر داشته باشند. بسیاری از اوقات، متاسفانه این اختلاف نظر، به کشمکش بین افراد منجر می شود؛ و حتی ممکن است کدورت هایی هم پیش بیاید و این افراد برای مدتی با هم قهر باشند. اما راه […]

انتقاد سازنده

انتقاد سازنده

انتقاد سازنده: هر کس ایراداتی دارد. اگر به انسان های اطراف خودمان نگاه بیاندازیم، و به هر کسی توجه کنیم، می بینیم که افرادی که اطراف ما هستند، رفتارهایی دارند که ما نمی پسندیم. هر چه قدر این انسان ها به ما نزدیک تر باشند و ما رفتارهای آن ها را بیشتر دیده باشیم، ایرادات آن ها را بهتر می دانیم. یکی از وظایف ما این است که به افراد مختلف کمک کنیم تا رفتارهای اشتباهشان را کم و کم تر کنند. به احتمال بسیار زیاد اگر شما بخواهید ایرادات انسان های اطراف خودتان، مثل همسر و فرزندتان را بگویید، با واکنش منفی آن ها را رو به رو می شوید. یعنی بسیاری از افراد هنگامی که ایراداتشان را متوجه […]

زیبایی جاده ی شمال

زیبایی جاده ی شمال

زیبایی جاده ی شمال: چند وقتی بود که برای یکی از دوستانم در زندگی با همسر و خانواده ی همسرش اختلافاتی به وجود آمده بود. من هم که مدتی بود صحبت های آقای تراشیون رو گوش می کردم، با خودم تصمیم گرفتم به آن ها کمکی بکنم. بنابراین با برخی از دوستان تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به شمال برویم، تا هم حال و هوای این دوستمون عوض بشه و هم شاید بتوانیم با او صحبت کنیم و مشکلش را برطرف کنیم. به راه افتادیم. در شروع راه در ذهنم گفتم: سفر شمال چه قدر زیبا است. جاده ی قشنگ، طبیعت دلنشین، جنگل های زیبا و… کمی که از شهر دور شدیم و وارد جاده ی زیبای شمال شدیم، به […]

خسته شدن از زندگی و اطرافیان

خسته شدن از زندگی و اطرافیان

خسته شدن از زندگی و اطرافیان: بسیاری از افراد در زندگی شخصی و کاری خود؛ از این همه ناملایمات می رنجند. اگر ساعاتی با این افراد _که البته تعداشان کم هم نیست_ صحبت کنید؛ متوجه خواهید شد که لذت از زندگی در این افراد بسیار کم است. دلیل آن ها هم این است که در این دوره زمونه دیگر زندگی ها زیبا نیست. این افراد می گویند: “هنگامی که وارد خانه می شویم، باید اشتباهات و  اخلاق بد همسرمان را ببینیم. در کنار رفتار اشتباه همسرمان؛ ایرادات فرزندمان هم اضافه می شود. از منرل که بیرون می رویم و در محل کار، اخلاق های نامناسب همکاران. افراد جامعه هم که هر کسی به فکر خودش است و کاری به بقیه […]

هدفگذاری و خانواده ی سالم

هدفگذاری و خانواده ی سالم

هدفگذاری و خانواده ی سالم: گوشه ای از کتاب عصای پیری: اسکندر، پسر عموی من رو یادته؟ همون که خونش چسبیده به خونه ی ما بود؟ یه اخلاقی که داشت، این بود که هیچ وقت با بچه هاش رفیق نشد و همیشه باهاشون فاصله داشت. حتی یکبار هم من یادم نمی آد که به بچه هاش خندیده باشه. می دونی آخرش چی شد؟ اسکندر گفت: نه عمو جان. حاج عمو گفت: این فاصله بین پدر و بچه ها باعث شد که بچه هاش ازش فاصله گرفتند و اگر مشکلی داشتند به دیگران می گفتند؛ و این باعث شد که روز به روز بین این پدر با فرزندانش فاصله بیفته و الان متاسفانه دو تا از پسراش گیر رفیق ناباب افتادن […]

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام: پدر وارد منزل می شود و به خاطر این که امروز، سرکار با همکارش جر و بحث کرده، عصبانی هست. مادر سلام می کند، ولی پدر بدون اعتنا به سلام همسرش فقط می پرسد، ناهار کی آماده می شود؟ مادر خانه هم می گوید: تا نیم ساعت دیگر. پدر سر و صدا کنان و غرغر کنان، می رود در اتاقش تا استراحت کند. سفره که پهن می شود، پدر با همان اخمی که وارد منزل شد، بر سر سفره حاضر می شود، و همین که شروع می کند به خوردن غذا، با حالت تمسخر می گوید: این همه نمک خریدم که قاب کنی بگذاری روی دیوار؟ خوب یه ذره نمک به این غذا می زدی! و قهر […]

دوری از خانواده و محبت

دوری از خانواده و محبت

دوری از خانواده و محبت: در زمان حاضر به خاطر بحث مسائل مالی، برخی از افراد مجبورند که ساعت های زیادی را سرکار باشند. یعنی از صبح زود که به سرکار می روند، زمانی به منزل بر می گردند که ممکن است فرزند و یا همسرشان به خواب رفته باشند. حتی اگر بحث مسائل مالی هم نباشد، باز هم ممکن است که به خاطر شرایط شغلی، (مثل این که باید در کشورهای مختلف بروند و کارهایی را انجام دهند) و یا شرایط خانوادگی، (مثل این که پدر و مادرشان در شهر دیگری زندگی می کنند، و این افراد باید چند روزی را در کنار پدر و مادر و دور از خانواده باشند) زمان هایی را در کنار همسر و فرزندشان […]

لحظات خلوت زن و شوهر

لحظات خلوت زن و شوهر

لحظات خلوت زن و شوهر: ابتدای محرمیت یک زن و شوهر، برای خیلی از افراد، لحظات تکرار نشدنی است. یعنی خاطرات آن روزها را گاهی تا آخر عمر همراه خود دارند. وقتی خانم و آقا زندگی مشترک را با هم آغاز می کنند، احتمالا دو نفری خیلی عاشقانه و دست در دست هم به پارک می روند، رستوران می روند، خیلی از اوقاتشان را با هم سپری می کنند، به یکدیگر پیام های محبت آمیز می دهند و… خلاصه لحظاتی تکرار نشدنی را در کنار هم سپری می کنند. بعد از ازدواج و رفتن به سرکار، کم کم این روابط به سردی می گراید. یعنی مرد خسته از سرکار می آید و خانم هم همین طور ( البته نکته ی […]

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان: خیلی از اوقات از فرزندانمان ایرادهایی را می گیریم و فکر می کنیم که ما درست می گوییم. یعنی می گوییم که از بس که این بچه زندگی رو بهم ریخت، خونه رو شلوغ و پلوغ کرد، دیگه خسته شدم. هر وقت نگاه به خونه می کنی، خونه به هم ریخته ست. دائم با این اسباب بازی های پر سر و صدا، اعصاب همه رو ریخته به هم. لباس هاش رو از تو کمدش در می آره و سر جاش نمی ذاره. موقع پوشیدن لباس هم که دیگه نگو. این قدر لجبازی می کنه و می گه: من این لباس رو می خوام بپوشم، نه اونی که شما می گید. عصبانیت هم که نگو. […]

1 2 3 4 5 10