تمام مطالب دسته بندی: آرامش در زندگی
زیبایی جاده ی شمال

زیبایی جاده ی شمال

زیبایی جاده ی شمال: چند وقتی بود که برای یکی از دوستانم در زندگی با همسر و خانواده ی همسرش اختلافاتی به وجود آمده بود. من هم که مدتی بود صحبت های آقای تراشیون رو گوش می کردم، با خودم تصمیم گرفتم به آن ها کمکی بکنم. بنابراین با برخی از دوستان تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به شمال برویم، تا هم حال و هوای این دوستمون عوض بشه و هم شاید بتوانیم با او صحبت کنیم و مشکلش را برطرف کنیم. به راه افتادیم. در شروع راه در ذهنم گفتم: سفر شمال چه قدر زیبا است. جاده ی قشنگ، طبیعت دلنشین، جنگل های زیبا و… کمی که از شهر دور شدیم و وارد جاده ی زیبای شمال شدیم، به […]

خسته شدن از زندگی و اطرافیان

خسته شدن از زندگی و اطرافیان

خسته شدن از زندگی و اطرافیان: بسیاری از افراد در زندگی شخصی و کاری خود؛ از این همه ناملایمات می رنجند. اگر ساعاتی با این افراد _که البته تعداشان کم هم نیست_ صحبت کنید؛ متوجه خواهید شد که لذت از زندگی در این افراد بسیار کم است. دلیل آن ها هم این است که در این دوره زمونه دیگر زندگی ها زیبا نیست. این افراد می گویند: “هنگامی که وارد خانه می شویم، باید اشتباهات و  اخلاق بد همسرمان را ببینیم. در کنار رفتار اشتباه همسرمان؛ ایرادات فرزندمان هم اضافه می شود. از منرل که بیرون می رویم و در محل کار، اخلاق های نامناسب همکاران. افراد جامعه هم که هر کسی به فکر خودش است و کاری به بقیه […]

هدفگذاری و خانواده ی سالم

هدفگذاری و خانواده ی سالم

هدفگذاری و خانواده ی سالم: گوشه ای از کتاب عصای پیری: اسکندر، پسر عموی من رو یادته؟ همون که خونش چسبیده به خونه ی ما بود؟ یه اخلاقی که داشت، این بود که هیچ وقت با بچه هاش رفیق نشد و همیشه باهاشون فاصله داشت. حتی یکبار هم من یادم نمی آد که به بچه هاش خندیده باشه. می دونی آخرش چی شد؟ اسکندر گفت: نه عمو جان. حاج عمو گفت: این فاصله بین پدر و بچه ها باعث شد که بچه هاش ازش فاصله گرفتند و اگر مشکلی داشتند به دیگران می گفتند؛ و این باعث شد که روز به روز بین این پدر با فرزندانش فاصله بیفته و الان متاسفانه دو تا از پسراش گیر رفیق ناباب افتادن […]

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام: پدر وارد منزل می شود و به خاطر این که امروز، سرکار با همکارش جر و بحث کرده، عصبانی هست. مادر سلام می کند، ولی پدر بدون اعتنا به سلام همسرش فقط می پرسد، ناهار کی آماده می شود؟ مادر خانه هم می گوید: تا نیم ساعت دیگر. پدر سر و صدا کنان و غرغر کنان، می رود در اتاقش تا استراحت کند. سفره که پهن می شود، پدر با همان اخمی که وارد منزل شد، بر سر سفره حاضر می شود، و همین که شروع می کند به خوردن غذا، با حالت تمسخر می گوید: این همه نمک خریدم که قاب کنی بگذاری روی دیوار؟ خوب یه ذره نمک به این غذا می زدی! و قهر […]

دوری از خانواده و محبت

دوری از خانواده و محبت

دوری از خانواده و محبت: در زمان حاضر به خاطر بحث مسائل مالی، برخی از افراد مجبورند که ساعت های زیادی را سرکار باشند. یعنی از صبح زود که به سرکار می روند، زمانی به منزل بر می گردند که ممکن است فرزند و یا همسرشان به خواب رفته باشند. حتی اگر بحث مسائل مالی هم نباشد، باز هم ممکن است که به خاطر شرایط شغلی، (مثل این که باید در کشورهای مختلف بروند و کارهایی را انجام دهند) و یا شرایط خانوادگی، (مثل این که پدر و مادرشان در شهر دیگری زندگی می کنند، و این افراد باید چند روزی را در کنار پدر و مادر و دور از خانواده باشند) زمان هایی را در کنار همسر و فرزندشان […]

لحظات خلوت زن و شوهر

لحظات خلوت زن و شوهر

لحظات خلوت زن و شوهر: ابتدای محرمیت یک زن و شوهر، برای خیلی از افراد، لحظات تکرار نشدنی است. یعنی خاطرات آن روزها را گاهی تا آخر عمر همراه خود دارند. وقتی خانم و آقا زندگی مشترک را با هم آغاز می کنند، احتمالا دو نفری خیلی عاشقانه و دست در دست هم به پارک می روند، رستوران می روند، خیلی از اوقاتشان را با هم سپری می کنند، به یکدیگر پیام های محبت آمیز می دهند و… خلاصه لحظاتی تکرار نشدنی را در کنار هم سپری می کنند. بعد از ازدواج و رفتن به سرکار، کم کم این روابط به سردی می گراید. یعنی مرد خسته از سرکار می آید و خانم هم همین طور ( البته نکته ی […]

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان

ایراد از ماست، یا از فرزندانمان: خیلی از اوقات از فرزندانمان ایرادهایی را می گیریم و فکر می کنیم که ما درست می گوییم. یعنی می گوییم که از بس که این بچه زندگی رو بهم ریخت، خونه رو شلوغ و پلوغ کرد، دیگه خسته شدم. هر وقت نگاه به خونه می کنی، خونه به هم ریخته ست. دائم با این اسباب بازی های پر سر و صدا، اعصاب همه رو ریخته به هم. لباس هاش رو از تو کمدش در می آره و سر جاش نمی ذاره. موقع پوشیدن لباس هم که دیگه نگو. این قدر لجبازی می کنه و می گه: من این لباس رو می خوام بپوشم، نه اونی که شما می گید. عصبانیت هم که نگو. […]

برکت زندگی

برکت زندگی

برکت زندگی: عجب روزگار سخت و تلخی. چه دوران سیاه و تاریکی. و چه سختی های کشیدند، دختران و همسرانی که در آن دوران زندگی می کردند. دختری که باید بدون گناه کشته می شد، و همسری که مانند برده با او برخورد می شد. همه منتظر طلوع خورشید بودند. خورشیدی که با آمدنش، به انسان ها به چشم انسان نگاه می شد، نه زن و یا مرد بودنش. سال ها گذشت. خورشید عالم طلوع کرد. خداوند با فرستادگان آخرین پیامبرش کار را تمام کرد. پیامبری که به هیچ کدام از پیروانش اجازه ی تندی با همسر را نمی داد. پیامبری که با زیباترین عبارات همسر و دخترش را صدا می کرد. پیامبری که می فرمود: با زنانتان مهربان باشید […]

ایمان به هدف

ایمان به هدف

ایمان به هدف: خیلی از افراد از این دنیا می روند و بعد از مدتی هیچ نام و نشانی از آن ها باقی نمی ماند. اما برخی از افراد هنگامی که از دنیا می روند، تا سال ها و یا تا قرن ها نام و نشان آن ها باقی می ماند. اما فرق این دو دسته در چیست؟ مگر دسته ی دوم چه کرده اند که دسته ی اول از آن غافل بوده اند؟ فرق اساسی و مهم بین این دو دسته، داشتن و نداشتن هدف در زندگی است. حتی همه ی کسانی که هدف تعیین می کنند هم نمی توانند جزو دسته ی دوم باشند. چون بسیاری از افراد زمان می گذارند و هدفی را تعیین می کنند، اما […]

کودکانی که نمی توانند از حق خود دفاع کنند

کودکانی که نمی توانند از حق خود دفاع کنند

کودکانی که نمی توانند از حق خود دفاع کنند: با سلام. بسیاری از پدرها و مادرها نگران این هستند که چرا فرزندان ما نمی توانند از حق خوددفاع کنند. یعنی وقتی در جمعی قرار می گیرند و دیگر کودکان وسایل آن ها را بر می دارند، نمی توانند از خودشان دفاع کنند. و یا اگر هم می خواهند از حقشان دفاع کنند، با بچه ها درگیر می شوند. و یا در جمع یک گوشه می نشینند و خجالتی هستند. و این نگرانی دائم همراه این پدر و مادر هست. اما قبل از این که بخواهم راه حل را بیان کنم، باید دو نکته را به شما عرض کنم. ۱-رفتارهای کودکان در سال های متفاوت، تغییر خواهد کرد. یعنی این گونه […]

1 2 3 8