تمام مطالب دسته بندی: زنگی معنوی
گوشه ای از کتاب عصای پیری

گوشه ای از کتاب عصای پیری

گوشه ای از کتاب عصای پیری: خلاصه حاج عمو گفت: بچه ها دیگه دیر وقته. بریم خونه. بچه ها که امروز خیلی بهشون خوش گذشته بود، رفتند و حاج عمو رو بوسیدند و گفتند: حاج عمو، واقعا شما خیلی خوبید، امروز یکی از بهترین روزهای عمرمون بود. نگین و اسکندر و حاج ننه و بچه ها سوار ماشین شدند و حاج عمو هم با اسبش راه افتاد سمت خانه. بچه ها که توی ماشین خوابشون برده بود و بقیه هم خسته تا رسیدن توی خونه، بدون شام رفتند و خوابیدند. اسکندر که سرش روی متکا نرفته خواب رفته بود. خواب اسکندر: خواب دید که برگشته به دوران کودکی و با حاج عمو و بچه های حاج عمو داره تو صحرا […]

تغییر و تحول در زندگی

تغییر و تحول در زندگی

تغییر و تحول در زندگی: داشتم از سر کار به سمت منزل برمی گشتم. این راه را هر روز پیاده می آمدم و برمی گشتم. در یکی از روزها یک صحنه ای توجه من را به خودش جلب کرد. صحنه ای که هر روز می دیدم، ولی راحت از کنارش رد می شدم. اما آن روز نمی دانم چه شد که من را به فکر واداشت. و همین فکر باعث اتفاقات مهمی در زندگی من شد. دیدم آب راکدی در آن جا هست و این آب مدت ها و روزها هست که همین گونه راکد این جا مانده بود. نه آبی به آن اضافه می شد و نه آبی از آن خارج می شد. به خاطر همین تبدیل شده بود […]

داشتن فرزندی سالم و مومن

داشتن فرزندی سالم و مومن

داشتن فرزندی سالم و مومن: گاهی فرزندان ما از نوع رفتار و یا گفتاری از ما ناراحت می شوند. یعنی ما به عنوان پدر و مادر چون با نوع برخورد با فرزند آشنا نیستیم و فکر می کنیم که فرزندان ما باید هر چیزی را که ما می گوییم انجام دهند، و حق هیچ اعتراضی را ندارند و حرف، باید حرف ما باشد، بنابراین بسیار رفتار و گفتار زشتی با فرزندانمان داریم. و این به شدت بر روی روحیه ی فرزند و نوع برخوردش با ما اثرگذار است. اللخصوص اگر فرزند ما در سن بلوغ باشد. در زمان بلوغ، رفتار پدر و مادر باید بسیار دقیق باشد. اما بسیاری از اوقات وقتی فرزندان ما از دست رفتار و گفتار و […]

تمرکز

تمرکز

تمرکز: داشتم توی خیابان راه می رفتم. مثل همیشه خیابان شلوغ بود و پر از سر و صدا. تصادفی هم که در چهارراه اتفاق افتاده بود، ترافیک را چند برابر کرده بود. راننده ها هم که افتاده بودند به جان هم. یک وقت از دور کسی را دیدم که دارد دوان دوان به سمتی می دود. به نظرم آشنا می آمد. کمی که بیشتر دقت کردم. دیدم یکی از رفقای قدیمی من است. من هم به سمتش رفتم. نزدیکش که رفتم صداش کردم. اما انگار نه انگار که دارم صدایش می کنم. اولش یه کم بهم برخورد. توی ذهنم گفتم: عجب رفیق بی معرفتی. چند ماهه ندیدمش، اما انگار کلا من را فراموش کرده است. کمی پشت سرش حرکت کردم. […]

توقعات از همسر

توقعات از همسر

توقعات از همسر: روزی حضرت علی(ع) به همسر خود حضرت فاطمه(س) می فرمایند: گرسنه هستم، غذایی در منزل داریم؟ حضرت فاطمه(س) نگاهی به کودکان خود که در منزل هستند می کنند و می فرمایند: دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم. آن مقداری هم که غذا بود به بچه ها دادم، و خود من نیز گرسنه هستم. حضرت علی(ع) می فرمایند: چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال غذا بروم؟ در زمانی که مردم شهر در گرسنگی به سر می برند، فاطمه(س) رو به امیرالمومنین می فرمایند: از خداوند شرم می کنم که چیزی را از شما درخواست کنم که توان و قدرت خرید آن را نداری. (گوشه ای از کتاب آلبوم خانواده) این داستان بیان شد […]

مثل خدا باشیم

مثل خدا باشیم

مثل خدا باشیم: هر کس کار نیکو کند، پاداش او ده برابر آن خواهد بود، و هر کس کار زشت کند به قدر کار زشتش مجازات شود و بر آنها اصلا ستم نخواهد شد. (انعام/۱۶۰) طبق فرموده ی این آیه از قرآن کریم، خداوند کار نیکو و کار زیبا را ده برابر می کند، اما اگر کسی اشتباهی را انجام دهد، فقط یک مرتبه حساب می کند. ای کاش ما بندگان هم این نوع رفتار را از خدای خودمان یاد می گرفتیم. برخی  از اوقات ما دقیقا برعکس این کار را انجام می دهیم. به این معنی که اگر فرزند و یا همسر ما کار اشتباهی را انجام دهند، (تازه کار اشتباه در نظر ما، در حالی که ممکن است […]

آینده ی روشن

آینده ی روشن

آینده ی روشن: کنار رفیقم نشسته بودم و داشتیم صحبت می کردیم. اما چه صحبت هایی! صحبت های تکراری و خسته کننده. صحبت هایی که جز این که آدم را ناامید کنه و انسان بی خیال همه چیز بشه، فایده ی دیگه ای نداره. داشت به من می گفت: امان از این زمونه. عجب دوره زمونه ی بدی شده. می خوان به کشور ما حمله کنند. اکر حمله کنند، می دونی وضعیت اقتصادی کشور چه می شود؟ تحریم ها رو هم بهش اضافه کن. دیگه بدبخت بودیم، بدبخت تر هم می شویم. بچه ها رو هم که نگو! اصلا تربیت ندارن. کی ما قدیم ها این شکلی بودیم؟ کی ما جرات می کردیم جلوی بابامون پامون رو دراز کنیم؟ دیگه […]

مرغ از قفس پرید

مرغ از قفس پرید

مرغ از قفس پرید: افرادی هستند که در منزل پرنده نگه می دارند و عمری را با پرنده می گذرانند، و پرنده را خودشان بزرگ می کنند، و پرنده می شود مثل یکی از اعضای خانواده های آن ها. اگر روزی حواسشان نباشد و در قفس باز باشد و پرنده از قفس بپرد و برود و دیگر بر نگردد، چه قدر برای صاحب آن پرنده، آن روز، روز تلخی می شود. تا سال ها به این فکر می کند که اگر در قفس را باز نمی گذاشت، اگر پنجره را باز نمی گذاشت و اگر، اگر، اگر. اما این غصه خوردن ها دیگر فایده ای ندارد. زیرا پرنده از قفس پریده و دیگر بر نمی گردد. اما منظورم از زدن […]

اول راه کار و بعد نصیحت

اول راه کار و بعد نصیحت

اول راه کار و بعد نصیحت: بسیاری از پدرها و مادرها، هنگامی که فرزندشان کاری را انجام می دهد که مناسب نیست، فرزندشان را نصیحت می کنند و این کار، بسیار عالی است. همه ی ما انسان ها احتیاج به نصیحت کردن داریم و بزرگ و کوچک ندارد. (البته نوع نصیحت کردن ها متفاوت است. یعنی نصیحت کردن کودک با نصیحت کردن یک نوجوان، با نصیحت کردن یک انسانی که سنش از ما بیشتر است متفاوت است، که البته موضوع این مقاله نیست.) اما همه احتیاج به نصیحت دارند. به فرزندمان می فهمانیم که این کارهایی که انجام می دهد اشتباه است و دیگر نباید این کارها را انجام دهد. توجه: نکته: اما یک نکته ی مهمی وجود دارد. یک […]

جامعه ی آرمانی

جامعه ی آرمانی

جامعه ی آرمانی: امروز که دارم این مقاله را می نویسم، روز نیمه ی شعبان، میلاد امام زمان(عج) است. داشتم در سایت های مختلف ویژگی های حکوت امام زمان(عج) را می خواندم، که متحیر شدم. این همه ویژگی خوب در یک حکومت و در تمام دنیا. یعنی کی می رسد زمانی که این همه جنگ و خون ریزی از بین برود. هر جای دنیا را که نگاه می کنی، اتفاقات نامناسب و ناراحت کننده. افغانستان، سوریه، عراق. نه فقط در خاور میانه، بلکه در اروپا و آمریکا هم که نگاه می کنی، داعش آن جا را هم بی نصیب نگذاشته. جنگ بین کشورها، تهدید کردن کشورها توسط یکدیگر، فقری و تبعیضی که تمام دنیا را فراگرفته است. و متاسفانه گویا […]

1 2 3 4