ماه: می 2020
لبخند خانوادگی-شروع ماجرا

لبخند خانوادگی-شروع ماجرا

لبخند خانوادگی-شروع ماجرا: با عجله وارد خانه شد. یه سلام نصفه و نیمه کرد و رو به من گفت: بابا امشب که فیلمی، فوتبالی نداره؟ گفتم: چرا این سئوال رو می پرسی؟ گفت: معلممون گفته: امشب همگی با پدرهاتون بیاین مسجد. گفتم: چرا؟ مگه چیزی شده؟ با تعجب بهم نگاه کرد و گفت: بابا منظورت چیه؟ مگه حتما باید چیزی بشه تا بریم مسجد! خواستم شروع کنم به توجیه کردن حرفم که همسرم یه نگاه تندی به من کرد؛ و برای این که حرف رو عوض کنه، رو به پسرمون گفت: جالبه! همیشه وقتی می اومدی خونه، سریع می پرسیدی مامان غذا چی داریم؟ چی شده که امروز دیگه غذا رو تحویل نمی گیری؟ پسرم که انگار یادش افتاده بود […]

چی فکر می کردیم، چی بود

چی فکر می کردیم، چی بود

چی فکر می کردیم، چی بود: چه فیلم زیبایی! چه شهرها و چه محله های دلنشینی! چه انسان های شیک و مرفهی! امروز که داشتم این فیلم سینمایی را نگاه می کردم، خیلی دلم سوخت. با خودم می گفتم: ای کاش من هم در این کشور اروپایی زندگی می کردم. ای کاش می توانستم یک شناسنامه ی آمریکایی برای خودم می گرفتم. ببین مردم این کشورها چه قدر بافرهنگ هستند و چه زندگی پر از رفاه و آرامشی را دارند. حتی پیرمردها و پیرزن های آن ها، از ما بهتر زندگی می کنن. ای کاش می توانستم از ایران بروم و ساکن آن کشورها شوم. آخر این چه مملکتی است که ما داریم؟ انگار تمام بدبختی های عالم بر سر […]