ماه: آگوست 2019
علت ناراحتی همسر و فرزند

علت ناراحتی همسر و فرزند

علت ناراحتی همسر و فرزند: برخی از اوقات که همسر و یا پدر و یا مادر خانواده، وارد خانه می شود، احساس می کند که همسر و یا فرزندش بی خود و بی جهت به او گیر می دهند. یعنی می بیند که کار خاصی را انجام نداده، ولی همسرش از دست او عصبانی می شود و با او شروع می کند به جر و بحث کردن و دعوا کردن. فرزندش بهانه های الکی می گیرد. و آن شخص هم عصبانی می شود و داخل منزل جنگ به پا می شود. حق هم با آن شخص است. حرف خاصی نزده، کار خاص و زشتی را انجام نداده، ولی با برخوردهای تندی مواجه شده است. مثلا: با لحن خوب به همسرش […]

کودکان و موبایل و تلویزیون

کودکان و موبایل و تلویزیون

کودکان و موبایل و تلویزیون: پدر و مادری ایراد می گرفتند که دیگر از رفتار فرزندشان خسته شده اند. وقتی علت را پرسیدم گفتند: از بس که فرزند ما پای تلویزیون و موبایل می نشیند. هر چه قدر هم ما او را نصیحت می کنیم، انگار نه انگار. یعنی تمام بازی های موبایل را انجام داده است. تمام کارتون ها و فیلم های تلویزیون را دیده است. تا دیروقت پای تلویزیون است و صبح، همین که از خواب بیدار می شود، می رود سراغ موبایل. از این پدر و مادر یک سوال کردم و به آن ها گفتم: جواب مشکل شما در همین سوال است. سوال: به آن ها گفتم: شما فکر کنید که دارید با یک شخصی قراردادی را […]

فقط دلمان می خواهد

فقط دلمان می خواهد

فقط دلمان می خواهد: هنگامی که فرزند ما متولد می شود، یکی از دغدغه های اصلی پدر و مادر، آینده ی این کودک و تربیت اوست. دائم با همسرشان بحث می کنند که این رفتار تو با فرزندمان درست نبود، باید به جای این که این حرف را به او می زدی، این گونه متوجه اشتباهش می کردی. همین کارها را کردی که بچه مان بی تربیت شده. این جوری باهاش حرف زدی که عصبانی شده و… همیشه در ذهن پدر و مادر این است که فرزندشان در آینده، انسانی بشود باهوش، مودب، انسان با اخلاق، موفق و… اما باید از این پدر و مادر پرسید که آیا، در ذهن خود شما تعریف دقیقی از ادب، اخلاق و موفقیت وجود […]

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام

نصیحت بدون کلام: پدر وارد منزل می شود و به خاطر این که امروز، سرکار با همکارش جر و بحث کرده، عصبانی هست. مادر سلام می کند، ولی پدر بدون اعتنا به سلام همسرش فقط می پرسد، ناهار کی آماده می شود؟ مادر خانه هم می گوید: تا نیم ساعت دیگر. پدر سر و صدا کنان و غرغر کنان، می رود در اتاقش تا استراحت کند. سفره که پهن می شود، پدر با همان اخمی که وارد منزل شد، بر سر سفره حاضر می شود، و همین که شروع می کند به خوردن غذا، با حالت تمسخر می گوید: این همه نمک خریدم که قاب کنی بگذاری روی دیوار؟ خوب یه ذره نمک به این غذا می زدی! و قهر […]