ماه: اردیبهشت ۱۳۹۸
مرغ از قفس پرید

مرغ از قفس پرید

مرغ از قفس پرید: افرادی هستند که در منزل پرنده نگه می دارند و عمری را با پرنده می گذرانند، و پرنده را خودشان بزرگ می کنند، و پرنده می شود مثل یکی از اعضای خانواده های آن ها. اگر روزی حواسشان نباشد و در قفس باز باشد و پرنده از قفس بپرد و برود و دیگر بر نگردد، چه قدر برای صاحب آن پرنده، آن روز، روز تلخی می شود. تا سال ها به این فکر می کند که اگر در قفس را باز نمی گذاشت، اگر پنجره را باز نمی گذاشت و اگر، اگر، اگر. اما این غصه خوردن ها دیگر فایده ای ندارد. زیرا پرنده از قفس پریده و دیگر بر نمی گردد. اما منظورم از زدن […]

همکاری در خانواده

همکاری در خانواده

همکاری در خانواده: *پدر خانواده دارد ماشینش را تعمیر می کند و فرزندان خانواده به سراغ پدر می روند و دوست دارند به او کمک کنند. اما پدر خسته است و تعمیرات ماشین انرژی او را گرفته، و این فرزندان هم جلوی دست و پایش را گرفته اند و خستگی پدر بیشتر می شود. هر وسایل و ابزاری که می خواهد بردارد، یا دست دخترش است و یا دست پسرش. این فرزندان دائم به پدر می گویند: هر چیزی که می خواهی بگو، تا ما به تو بدهیم. و این کار یعنی، زمان درست کردن ماشین بیشتر می شود و خستگی پدر بیشتر. *مادر خانواده دارد اتاق را مرتب می کند، فرزندان به سراغ مادر می روند و به او […]

اول راه کار و بعد نصیحت

اول راه کار و بعد نصیحت

اول راه کار و بعد نصیحت: بسیاری از پدرها و مادرها، هنگامی که فرزندشان کاری را انجام می دهد که مناسب نیست، فرزندشان را نصیحت می کنند و این کار، بسیار عالی است. همه ی ما انسان ها احتیاج به نصیحت کردن داریم و بزرگ و کوچک ندارد. (البته نوع نصیحت کردن ها متفاوت است. یعنی نصیحت کردن کودک با نصیحت کردن یک نوجوان، با نصیحت کردن یک انسانی که سنش از ما بیشتر است متفاوت است، که البته موضوع این مقاله نیست.) اما همه احتیاج به نصیحت دارند. به فرزندمان می فهمانیم که این کارهایی که انجام می دهد اشتباه است و دیگر نباید این کارها را انجام دهد. توجه: نکته: اما یک نکته ی مهمی وجود دارد. یک […]

جامعه ی آرمانی

جامعه ی آرمانی

جامعه ی آرمانی: امروز که دارم این مقاله را می نویسم، روز نیمه ی شعبان، میلاد امام زمان(عج) است. داشتم در سایت های مختلف ویژگی های حکوت امام زمان(عج) را می خواندم، که متحیر شدم. این همه ویژگی خوب در یک حکومت و در تمام دنیا. یعنی کی می رسد زمانی که این همه جنگ و خون ریزی از بین برود. هر جای دنیا را که نگاه می کنی، اتفاقات نامناسب و ناراحت کننده. افغانستان، سوریه، عراق. نه فقط در خاور میانه، بلکه در اروپا و آمریکا هم که نگاه می کنی، داعش آن جا را هم بی نصیب نگذاشته. جنگ بین کشورها، تهدید کردن کشورها توسط یکدیگر، فقری و تبعیضی که تمام دنیا را فراگرفته است. و متاسفانه گویا […]

زندگی آرام

زندگی آرام

زندگی آرام: به من می گفت: هر چی به فرزندم می گویم به حرفم اهمیتی نمی دهد. از کودکی هم همین گونه بود. انگار که دارد با آدم لج می کنه. واقعا خسته شدم. بچه بود، حداقل از من می ترسید و ظاهرا به حرفم گوش می کرد. کاری ندارم که در همان بچگی هم، همه ی حرف های من را گوش نمی کرد. اما الان که بزرگ تر شده و ترسش ریخته، دیگه ظاهر را هم حفظ نمی کنه و کلا با حرف های من مخالفت می کنه. نمی دونم چی کار کنم؟ می تونی کمکم کنی؟ بهش گفتم: حتما.  فقط به شرطی که به حرفی که می زنم عمل کنی. گفت: هر چی باشه حتما. گفتم: ببین این […]

مشخص بودن هدف

مشخص بودن هدف

مشخص بودن هدف: امروز که داشتم با ماشین به سمت محل کار حرکت می کردم، نزدیک به چراغ قرمز که رسیدم، دیدم چند ثانیه بیشتر تا قرمز شدن چراغ نمانده است. بنابراین تمام حواسم به ثانیه شمارها بود و به سمت چهارراه حرکت کردم، و قبل از قرمز شدن چراغ از چهارراه گذشتم. وقتی از چراغ رد شدم، ناگهان فکری به ذهنم آمد. با خودم گفتم که هر روز من قبل از رسیدن به چهارراه،  وقتی می خواستم از چراغ قرمز رد بشوم، اگر در اطراف چهارراه  اتفاقی افتاده بود به آن دقت می کردم و حتی آن را تحلیل و بررسی هم می کردم. ولی امروز که همه ی حواسم به چراغ بود که قرمز نشود، اصلا متوجه نشدم […]

حسرت روزهای گذشته

حسرت روزهای گذشته

حسرت روزهای گذشته: خیلی از اوقات در گوشه ای از اتاق می نشینیم و به گذشته ی زندگی مان فکر می کنیم. با خودمان فکر می کنیم که اگر ده سال پیش آن پیشنهاد کاری را قبول می کردم، موقعیت الانم بسیار بهتر از اینی بود که الان هستم. اگر آن پول را از آن شخص قبول نمی کردم، الان این قدر منت سرم نبود. اگر رفاقتم را با آن شخص حفظ می کردم، الان خیلی زندگی شادتری داشتم. و… خلاصه غصه ی زمان های از دست رفته را می خوریم، و دائم ای کاش و ای کاش. و این غصه خوردن ها ادامه پیدا می کند و زندگی ما هم، با حسرت زمان های از دست رفته به پیش […]

صحبتی با پدر و مادر و معلمین

صحبتی با پدر و مادر و معلمین

صحبتی با پدر و مادر و معلمین: کودک هنگامی که متولد می شود، با لوحی سفید پا در این دنیا می گذارد. لوحی که در آن خالی از هر گونه آلودگی و ناپاکی هست. پس چه می شود که با گذشت زمان، برخی از آلودگی ها وارد روح فرزندان و کودکان ما می شود؟ چگونه این سفیدی تبدیل به سیاهی می شود؟ فرزند هنگام تولد، هیچ اشتباهی را بلد نیست، اما با گذشت زمان و زندگی با ما به عنوان پدر و مادر و مشاهده ی رفتارهای ما وتکرار رفتارهای ما، کم کم او هم شبیه ما خواهد شد. یعنی هنگامی که فرزند ما می بیند که هنگامی که داریم با همسرمان صحبت می کنیم، اگر سر قضیه ای به […]

آرامش در زندگی

آرامش در زندگی

آرامش در زندگی: گاهی از اوقات ما از دست همسر و فرزندمان عصبانی می شویم. یعنی ممکن است که در یک اتفاقی، رفتاری از همسر ما سر بزند که ما را عصبانی کند. ممکن است که فرزند ما کاری را انجام دهد که ما عصبانی شویم. در این زمان ها، اوضاع زندگی و خانوادگی ما قرمز می شود. یعنی ما که از دست همسر و فرزندمان عصبانی می شویم، شروع می کنیم به داد و بیداد کردن و غر زدن، که این چه کاری بود شما انجام دادید. نکته: اما نکته ی مهم این جاست. مقصر فرزند و همسر ما نیستند که با رفتار اشتباهشان ما را عصبانی کردند، بلکه مقصر ما هستیم  که بلد نیستیم، چگونه عصبانی نشویم. یعنی […]

دادن القاب اشتباه به فرزندان

دادن القاب اشتباه به فرزندان

دادن القاب اشتباه به فرزندان: عجب دوره زمونه ای شده. کی بچه های قدیم این شکلی بودند؟ بچه های الان یا لجباز هستند، یا عصبی هستند و یا بیش فعال. یعنی کمتر خانه ای را می شود پیدا کرد که در آن منزل کودک باشد، و پدر و مادر بابت کارهای فرزندشان ناراحت نباشند. وقتی به عنوان میهمان وارد خانه ای می شوی، با چشمانت شیطنت کودکان آن خانه را مشاهده می کنی. پدر و مادر هم مجبور هستند که با دادن قرص های مختلف، فرزندشان را آرام کنند. توجه توجه: اما پدر و مادر عزیز، بدانید که فرزند شما نه بیش فعال است و نه لجباز و نه عصبی! متاسفانه به خاطر عدم اطلاع ما از بایدها و نبایدهای […]

1 2