ماه: شهریور ۱۳۹۷
آینده

آینده

آینده: آینده: آی بچه. ببین چی کار داری می کنی؟ آخه من چی کار کردم که تو این قدر من رو اذیت می کنی؟ هر روز یه داستان درست می کنی. یه کم فکر کن. یه کم عقلت رو به کار بنداز. حقیقتا نمی دونم چی کار کنم. پدر و مادر عزیز، به این مثال توجه کنید. فکر کنید در شهری هستید که، پلیس پیش گیری از جرائم، خیلی کارش را درست انجام نمی دهد، ولی قوه ی قضاییه ی بسیار محکم و سفت و سختی دارد. و یا در شهری زندگی می کنید که دقیقا مخالف مثال بالا است. یعنی پلیس پیشگیری از جرائم بسیار قوی دارد و قوه ی قضاییه ای که مراعات حال مردم را می کند. […]

نصیحت کردن

نصیحت کردن

نصیحت کردن: نصیحت کردن: با سلام. نصیحت کردن خوب است. ما باید به عنوان پدر  و مادر، به عنوان همسر، اگر احساس کردیم، جایی خانواده ی ما دارد راه اشتباه می رود، نصیحت کنیم، اما باید توجه داشته باشیم که تذکر دادن باید همراه با نصیحت خودمان باشد. به این معنا که هر اتفاقی افتاد، دنبال سهم خودمان بگردیم. اول خودمان: در ضمن یک نکته را هم عرض کنم و آن این است که قبل از نصیحت دیگران خودمان را نصیحت کنیم. یعنی اگر از خانواده ی ما اشتباهی سر زد، اول فکر کنیم، سهم ما در این اشتباه چه قدر بوده است و سعی در جبران آن اشتباه داشته باشیم و این گونه به خودمان تذکر بدهیم. در ضمن […]

خوبی

خوبی

خوبی: خوبی: آفرین پسر گلم. چه قدر دقیق تا این جای کار را انجام دادی. ممنونم که به حرف من گوش کردی. پسرش خشکش زده بود. به باباش گفت: بابا شما چرا این قدر مهربونی؟ که پدرش در جواب گفت: مادرت مهربون تره! که این صحبت به گوش خانم خونه رسید و گفت: تیکه ننداز. که مرد خانه جواب داد، جدی گفتم، و سه نفری کلی خندیدن. اما از اصل موضوع دور نشیم. اصل موضوع: اصل موضوع، اون کار عاقلانه ی پدر خانواده است که البته، حقیقتا از همسرش یاد گرفته بود. آخه یه روز که خسته و کوفته از سرکار اومده بود و دستش پر از میوه، هنگامی که وارد منزل شد و میوه ها را به همسرش داد، […]

توجه به فرزند

توجه به فرزند

توجه به فرزند: توجه به فرزند: بابا می آیم بریم بازی؟ نه، مگه نمی بینی کار دارم. برو با مادرت بازی کن. مامان می آی با هم بازی کنی؟ نه عزیزم، هنوز غذام درست نشده، برو سراغ بابات. آخه بابام نیومد بازی، گفت:بیام با شما بازی کنم. می بینی دخترم که دستم بنده. دختر هم تنها گزینش برادر بزرگ ترش هست که مطمئنه باهاش بازی نمی کنه، چون فردا امتحان داره، اون هم نمی آد. ناراحت می ره می شینه یه گوشه ای و خودش تنها بازی می کنه. پدر و مادر هم می گن: چی کار کنیم، کار داریم، نمی رسیم بریم باهاش بازی کنیم. پدر و مادر عزیز، اگر فرزند شما آمد و گفت: بریم بازی و شما […]

منفی

منفی

منفی: منفی: *دیدی به من چی گفت؟ بی تربیت. اصلا بزرگ تر کوچک تری حالیش نمی شه. مثل برده ها کار کن، یه لقمه بیار سر سفره، اینم جای دستت درد نکنشه. اصلا حالیش نیست که من باباشم. آخه دفعه ی اولت نیست، یادته هفته ی پیش همین کار رو کردی؟ *ای بچه ی بی تربیت. آدم با مادرش این طور صحبت می کنه؟ تو هم عین باباتی! عین کلفت ها دارم تو خونه کار می کنم، بیا اینم عاقبتش. کار همیشگیته. *آخه همسر من، انسان باش. چرا هیچ وقت حاضر نیستی خوبی ها را ببینی؟ ببین همسرای مردم چی کار می کنن. از اولش هم همین بودی. یادته اول ازدواج هم همین کارو کردی. این گفتگوها، گفتگوهای بسیاری از […]

چندمین فرزند

چندمین فرزند

چندمین فرزند: چندمین فرزند: با سلام. اگر ما به عنوان همسر، پدر و مادر، رفیق، فرزند، فامیل و… باشیم، با دانستن یک سری مسائل می توانیم خیلی از مشکلاتمان را برطرف کنیم. یهو می بینی در یک خانواده، گفتگوی شدیدی بین زن و شوهر و یا فرزند با پدر و  مادر، در گرفته و علت آن هم این است که این ها به یک سری مسائل آشنا نیستند. (چه قدر مطالعه خوبه. ما اگر اهل مطالعه باشیم، خیلی زندگی های آرام تری را خواهیم داشت) چرا این حرف رو زدم؟ چون خودم داشتم کتابی را می خواندم و به نکته ای که خواهم گفت پی بردم که شاید اگر قبلا مطالعه داشتم، خیلی از ناراحتی هایم از بین می رفت. حالا […]

بازی

بازی

بازی: بازی: همه ی تلاشش را کرد و بالاخره موفق شد. همه خوشحالن و به افتخارش میهمانی با شکوه برقرار شده. پدر و مادرش هم که دیگر سر از پا نمی شناسن. داستان، داستان کسی است که پس از یک سال تلاش و کوشش، در دانشگاه قبول شده و برای قبولی او، این جشن برگزار شده است. نمی دانی پدر و مادر در این یک سال چه سختی هایی را کشیدند. گاهی همراه با فرزندشان بیدار بودند، کلاس های متفاوت، هفته ای دوبار پدر صبح زود بیدار می شود و فرندش را تا کلاس کنکور می برد و هر وقت فرزند خانه می آمد، مادر با انواع و اقسام میوه ها آماده بود. چه هزینه های هنگفتی را پدر متحمل شد […]

جایزه

جایزه

جایزه: جایزه دادن نه تنها بد نیست، بلکه گاهی اوقات مناسب هم هست. مثلا کودکان در سنین پایین عاشق جایزه گرفتن هستند و بسیاری از کارها را به این خاطر  انجام می دهند. مثلا: فرزند شما شربتش را نمی خورد و به این وسیله قبول می کند که دارویش را بخورد. اما در مورد جایزه باید به چند نکته توجه کنیم. ۱- سعی کنیم، اگر فرزند ما کاری خوبی را انجام داد، پس از این که آن کار را انجام داد، جایزه ای بهش بدهیم. به این معنا که ما از قبل برای او چیزی را تعیین نکنیم  و بهش نگفتیم که اگر این کار را انجام دهی، برات جایزه می خرم، اما اگر آن کار را انجام داد، برایش هدیه […]

لجبازی

لجبازی

لجبازی: لجبازی: همه شاد و خوشحال، به هم دارند تبریک می گن، اسفند دود کردن که چش و نطر دور باشه، منتظر قدوم نو رسیده هستند که بیاد و وارد منزل بشه. اما اگر مقداری دقیق تر نگاه کنی، می بینی این وسط کسی هست که این شور و شوق رو نداره و دائم بهانه می گیره و بدتر می شه. وقتی کودکی که تازه متولد شده وارد خونه بشه، دیگه کلا بهم می ریزه و غیر از بهانه گرفتن تا یک فرصت پیدا می کنه، میره سراغ بچه ای که تازه متولد شده و سفت فشارش میده به شکلی که گریه ی بچه در می آد. این جاست که پدر و  مادر وارد عمل می شوند و یک گوش مالی […]

مهربانی

مهربانی

مهربانی: مهربان بودن به معنای آسان گیری نیست. آسان گیری کودک را لوس بار می آورد و به قولی، کودک نمی تواند گلیم خود را از آب بکشد. همش محتاج دیگران است. دیگران باید کارهایش را انجام دهند. مهربان بودن، یعنی با فرزندتان با احترام برخورد کنید. مثال: برای روشن تر شدن موضوع چند مثال  می زنم. فرزند ما به سنی رسیده که خودش می تواند لباس هایش را بشوید ولی مادرش می گه: نه طفلی بچم هنوز ضعیفه، خسته می شه. فعلا من براش می شورم، رفت سر خونه زندگیش خودش می شوره. این مادر لطف نمی کنه، بلکه اجازه ی بزرگ شدن بچش رو نمی ده. و یا فرزند می تواند حداقل یک تخم مرغ درست کنه و امروز […]

1 2 3