کتاب عصای پیری

کتاب عصای پیری

کتاب عصای پیری:

(مقدمه ی کتاب عصای پیری:)

یکی از مشکلات امروز جامعه ی ما،

اهمیت ندادن پدر و مادر نسبت به تربیت فرزندانشون هست.
یادش به خیر. چه دوران جالبی داشتیم.

واقعا گاهی دلم برای بچه های این دوره زمونه می سوزه. از بچگی کردنشون لذتی نمی برند.
دائم توی خونه پای تلویزیون و موبایل. نه کوچه ای، نه خوردن زمینی، نه بچه های هم سن و سالی.
فقط تنها دل خوشیشون اینه که، کی بازی جدید می آد که برن از مغازه بخرن و بشینن بازی کنن.

خسته هم که می شن، می نشینن پای موبایل و اون جوری وقتشون رو می گذرونن.
خودشون هم از این همه بی تحرکی خسته شدن.

شاید به ظاهر کیف کنن که آخ جون یه بازی جدید، اما حقیقت این نیست.

اگر کیف می کردن، پس این همه بهانه گیری ها و داد زدن ها و اعصاب خوردی ها و… چه معنایی داره؟
از این که این همه پدر و مادر بهشون بها می دن هم خسته می شن.

بعضی ها فکر می کنن، اهمیت دادن به تربیت فرزند،

یعنی کار کردن و پول در آوردن و خرید کردن احتیاجات کودک و پدری که این کارها رو می کنه، فکر می کنه که دیگه همه وظایفش رو انجام داده.

اما واقعیت این نیست. وظیفه ی پدر فقط این نیست.
تربیت ها و شکل تربیت کردن ها عوض شده.

شادی بچه ها متفاوت شده.

شما هم اگر بیشتر دقت کنید، متوجه حرف من می شید.

فکر می کنید اون فوتبال بازی کردن ها بیشتر برای بچه ها جذاب بود، یا این ماشین های کوکی؟
قطعا همه ی ما جواب این سوال را می دانیم، حتی اگر به روی خودمون نیاریم.

در مورد تربیت فرزند به این متن نیز دقت کنید:

الحمدلله، چه قدر فررندم به درد جامعه می خورد.

ارزشش را داشت که این همه از عمرم را صرف تربیت این بچه کردم.
همه دوست داریم در آینده جای این پدر و مادر باشیم.

یعنی در آینده فرزندی را داشته باشیم که به درد جامعه و مردم کشورش بخوره و همه به خاطر رفتار خوبش دعاگوش باشه.
اما نکته ی مهم این جاست، که یه همچین آدمی که خود به خود، خوب نشده.

بلکه پدر و مادر، کلی زحمت تربیتش رو کشیدن، کلی براش وقت گذاشتن، کلی انرژی مصرف کردن.
همون جوری که همه ی ما به عنوان پدر و مادر دوست داریم، فرزندمون مثل، مثال بالا باشه،

ما هم باید حاضر باشیم یک سری کارها را انجام دهیم.

پدر و مادری که اصلا حاضر نیستند برای فرزندشان در کودکی، احترام قائل باشند،

و فقط می گن، این بچه س، این چیزها رو نمی فهمه،

خوب معلوم است که فردا هم جنبه ی نفهم بودن بچه کار می کنه

و انسانی که بیشتر از همه نفهمیدنش کار می کنه،

نمی شه ازش توقع داشت به درد جامعه بخوره، بلکه به ضرر جامعه هم می شه.

ارزش
ارزش

نکته ی مهم این جاست.

جوری زندگی کنید که ارزش زندگی کردن داشته باشه.
خانواده ای که دائم در حال دعوا و درگیری هستند، بین زن و شوهر، فرزند با پدر و مادر، فرزندان با هم، این زندگی ارزش زندگی کردن نداره.
جوری زندگی کن که اگر در سن پیری به گذشتت نگاه کردی،

با خودت بگی دیگه من بهتر از این نمی تونستم زندگی کنم.

البته صد در صد که نمی شه عالی بود،

اما حداقل بگیم تمام تلاشم را کردم که زندگی خودم و خانواده ام عالی باشه.
در ضمن باید تلاش کنیم که دیگران هم بتوانند بهترین زندگی را داشته باشند.

این که فقط بگم خودم، درست نیست.

یعنی همین جوری که خودم دارم تلاش می کنم رشد کنم، به خانواده ام نیز آموزش زندگی سالم را بدهم.
یعنی به آن ها هم یاد بدهم که زندگی ای که ارزش زندگی کردن داشته باشد چیست و چگونه می توان به آن رسید.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *