صحبتی با پدر و مادر و معلمین

صحبتی با پدر و مادر و معلمین

صحبتی با پدر و مادر و معلمین:

کودک هنگامی که متولد می شود، با لوحی سفید پا در این دنیا می گذارد.

لوحی که در آن خالی از هر گونه آلودگی و ناپاکی هست.

پس چه می شود که با گذشت زمان، برخی از آلودگی ها وارد روح فرزندان و کودکان ما می شود؟

چگونه این سفیدی تبدیل به سیاهی می شود؟

فرزند هنگام تولد، هیچ اشتباهی را بلد نیست،

اما با گذشت زمان و زندگی با ما به عنوان پدر و مادر و مشاهده ی رفتارهای ما وتکرار رفتارهای ما،
کم کم او هم شبیه ما خواهد شد.

یعنی هنگامی که فرزند ما می بیند که هنگامی که داریم با همسرمان صحبت می کنیم،
اگر سر قضیه ای به مشکل برخوردیم، به جای صحبت منطقی شروع کردیم به داد و بیداد و دعوا کردن،
یاد می گیرد که خواسته هایش را با گریه کردن و غر زدن به دست بیاورد.

در مورد معلمین هم همین  گونه است.

معلمی که خودش روی میزش نظم ندارد و وسایل او  روی میزش به شکل نامنظمی قرار دارد،
دانش آموزش یاد می گیرد که وسایل داخل کیفش نامنظم باشد.

معلمی که بدون پرسش از دانش آموزان و فقط با قضاوت های قبلی، بین دو دانش آموز قضاوت می کندt

به شاگردش یاد می دهد که برای قضاوت کردن، آن چه در ذهنت است را ملاک قضاوت قرار بده.

و چون کودکان دوست دارند رفتار بزرگ ترها را تکرار کنند (مخصوصا کسانی را که دوست دارند، مثل: پدر و مادر و معلم) بنابراین رفتارهای پدر و مادر و معلم را تکرار می کنند،
و آن لوح سفید خدادادی تبدیل به لوحی با سیاهی هایی درون لوح می شود.

چه زیبا فرمود امام خمینی(ره) که معلمی شغل انبیاست.

اگر یک نبی،  اگر یک پیامبر، رفتار اشتباهی را انجام دهد می دانید چه اتفاقی می افتد؟

تمام انسان هایی که از او پیروی می کنند، راه اشتباه را رفته و از راه درست دور می شوند.

همین قضیه در مورد معلمین و هر کسی که به هر عنوانی به کودک آموزش می دهد، وجود دارد.

یعنی اگر معلمی رفتار اشتباهی را داشته باشد،

راهی را که انتخاب کرده، اخلاقی را که انتخاب کرده، اگر اشتباه باشد،

این همه شاگرد که در سالیان طولانی به عنوان شاگرد این شخص بوده اند،

به خاطر علاقه ای که بین معلم و شاگرد اتفاق می افتد و بسیاری از اوقات شاگرد رفتار معلم را تقلید می کند،
رفتار و اخلاق شاگردانش هم دارای مشکل می شود.

پس هر کس به عنوان پدر و مادر، به عنوان معلم، داخل مدرسه و یا خارج از مدرسه،

باید مراقب رفتارش باشد که آینده ی یک انسان به دست اوست.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *