حلال مشکلات

حلال مشکلات

حلال مشکلات:

چند روز پیش مشکلی برای من پیش آمده بود.

نمی دانستم که چگونه این مشکل را حل کنم.

حسابی اوضاعم به هم ریخته بود.

آرامش از زندگی من رفته بود.

اما ناگهان چیزی به ذهنم رسید.

یادم آمد، هنگامی که دانشجو بودم، یکی از دوستانم می توانست این مشکل را حل کند.

خیلی خوشحال شدم.

سریع تلفن را برداشتم و به او زنگ زدم.

بعد از احوال پرسی و بیان کلی از خاطرات گذشته، مشکلم را با او در میان گذاشتم.

به من گفت چرا زودتر زنگ نزدی؟

من که مشکل همه را حل می کنم. تو که جای خود داره.

گفت: خیالت راحت.

مشکلت را حل شده بدان.

تلفن را که قطع کردم، خیالم راحت بود.

مشکلم را حل شده می دانستم.

چون مطمئن بودم که رفیقم توانایی و قدرت این را دارد که مشکل من را حل کند.

بنابراین آرامش دوباره به زندگی من برگشت.

توجه: نکته:

اما این داستان را بیان کردم، تا نکته مهمی را عرض کنم.

گاهای ما انسان ها هنگامی که به مشکلات مختلف در زندگی می خوریم،

هنگامی که مشکل مادی و معنوی و روحی پیدا می کنیم،

هنگامی که احساس می کنیم در زندگی ما مشکلاتی پیش آمده که هیچ راه فراری ندارد،

در زندگی خانوادگی و رابطه با همسر و فرزندمان به مشکل خوردیم،
هنگامی که دلمان فرزند می خواهد، اما به خاطر اوضاع اقتصادی فرزنددار نمی شویم، و هزاران هزار مشکل دیگر،
به یک نکته ی مهم توجه نمی کنیم.

و آن نکته این است که تمام مشکلات را می توان با خدا حل کرد.

الله
الله

این جمله شعاری نیست.

همان گونه که در داستان عرض کردم، وقتی مشکل را به فردی گفتم که می دانستم می تواند مشکل من را حل کند،
دیگر خیالم راحت شد و مشکل را حل شده دانستم.

قطعا خداوند از بندگانی که خودش خلقشان کرده است، توانایی بیشتری دارد.

پس چرا هنگام مشکلات به خودش پناه نمی بریم؟

برخی از اوقات می گوییم: مگر می شود مشکل به این بزرگی حل شود؟

لازم نیست که من و شما سر در بیاوریم که این مشکل چگونه حل می شود.

مگر در داستان، هنگامی که من مشکل را به دوستم گفتم،

از او پرسیدم که برای حل این مشکل، با چه کسی صحبت می کنی و بعد سراغ چه کسی می روی؟

قطعا ای گونه نبوده.

من فقط مشکل را گفتم و رفتم دنبال کارهایم.

در مورد خدا هم همین گونه است.

لازم نیست که ما متوجه بشویم که خداوند، چگونه می خواهد مشکل ما را حل کند.

حل کردن مشکلات، در توانایی خداست.

روزی دادن جز کارهای خداوند است.(برخی از افراد کمتر و برخی بیشتر)

کار ما فقط این است که در زندگی به خدا اعتماد داشته باشیم.

به توانایی پروردگار یقین داشته باشیم.

موقعیت را به خدا بسپاریم و به خداوند اعتماد کنیم.

اگر من به رفیقم می گفتم: مطمئن نیستم که بتوانی این کار را انجام دهی؟ شاید نتوانی.

فکر می کنید چه حسی پیدا می کرد.

اما من چون مطمئن بودم که می تواند،
به او گفتم که زحمت این کار را بکش.

پس کار را به خدا بسپار، بدون این که ذره ای شک کنی.

ممکن بود که زنگ بزند و بگوید که الان این کار برایت خوب نیست.

یه چند روزی صبر کن، هر وقت زمانش رسید من به تو خبر می دهم.

چون به او مطمئن بودم، حتی این حرفش را هم قبول می کردم.

به خدا اعتماد داشته باشیم.

عالم برای خداست.

پس اعتماد و توکل بر خدا داشته باشید، که او حلال همه ی مشکلات است.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *