با محبت خارها گل می شود

با محبت خارها گل می شود

با محبت خارها گل می شود:

امام علی(ع) فرمودند:

مهربانی کن تا مهربانی ببینی.

حضرت محمد(ص) فرمودند:

خداوند بزرگ مهربان است و مهربانی را دوست دارد.

شاید بتوان گفت که مهربانی در زندگی امروزه کم رنگ شده است.

برخی از مهربانی هایی هم که انجام می دهیم،

به خاطر رسدین به خواسته ای است.

به این معنا که از طرف مقابلمان خواسته ای را داریم؛

و مهربانی می کنیم تا بتوانیم به خواسته مان برسیم.

البته گاهی، اصلا زمانی برای مهربانی کردن نمی ماند.

در یک خانواده، پدر و مادر و فرزند آخر شب دور هم جمع می شوند؛

و آن زمان هم، یا در فضای مجازی می چرخند و یا تلویزیون نگاه می کنند.

زندگی زیبا، یعنی یک خانواده با مهربانی در کنار هم.

اگر بخواهیم نمونه ای از یک خانواده ی به شدت مهربان را معرفی کنیم،

خانه ی رسول خدا بود.

رسول خدا به دخترشان مهربانی می کردند؛ و مهربانی می دیدند.

((درست است که باید در شادی اهل بیت شاد باشیم؛

و در مصیبت های آنان گریان؛

اما باید توجه داشته باشیم که قرار نیست فقط این گونه یاد اهل بیت را زنده نگه داریم.

یکی از راه های زنده نگه داشتن یاد اهل بیت،

توجه به رفتارهای ایشان و عمل به آن است.))

*در زمانی که مردم جاهل برای دخترانشان ارزش قائل نبودند،

هر وقت فاطمه(س) نزد پیامبر خدا می رفت،

ایشان از جای خودشان بلند می شد و سر دخترشان را می بوسید؛

و  ایشان را بر جای خویش می نشاند.

*و  در عوض دختر ایشان زمانی که مردم آن زمان،

شکنبه گوسفند را بر پشت حضرت می انداختند،

می آمدند و آن را از پشت پدرشان بر می داشتند.

*در دورانی که برای ازدواج کاری به دختران نداشتند؛

و به قولی خود بزرگ ترها می بریدند و می دوختند،

هنگامی که امام علی(ع) به خواستگاری حضرت فاطمه(س) آمدند،

پیامبر رفتند و نظر خود دختر را پرسیدند.

(کاری که در زمان ما به اسم روشنفکری شناخته می شود)

*روزی رسول خدا به درون خانه و پیش دخترشان رفت.

حضرت زهرا(س) جلو آمدند و عبای پیامبررا گرفتند و نعلین پیامبر را به کناری گذاشت و پاهای پدر را شستند و آنگاه رو به روی پدر نشستند.

این زندگی، یعنی مهربانی کنی و مهربانی ببینی.

و بودند کسانی که تلاش کردند با خانواده ی خود این گونه رفتار کنند.

اگر هم بخواهیم احترام و مهربانی را در یک خانواده، در زمان خودمان بیان کنیم،

می توانیم به زندگی امام خمینی(ره) نگاهی بیاندازیم.

همسر ایشان می فرمود:

امام به من خیلی احترام می گذاشتند.

ایشان در اوج عصبانیت هرگز به من بی احترامی و اسائه ادب نمی کردند.

تا من وارد اتاق می شدم، جای خود را به من تعارف می کردند.

تا من سر سفره ی غذا آماده نمی شدم، او غذا نمی خورد؛

و به  بچه ها می گفتند صبر کنید تا مادرتان بیاید.

تا وقتی او در خانه بود نمی گذاشت من به زحمت بیفتم.

در جارو کردن منزل و شستن لباس ها با من همکاری می کردند.

شاید برای ما سخت باشد باور این قضیه که امام خمینی(ره) حتی در جارو کردن و شستن لباس ها به همسرشان کمک می کردند؛

اما قطعا رضایت خداوند، در محبت و احترام و کمک کردن به خانواده است.

پس باید برای برخورداری از احترام خانواده، به آن ها احترام بگذاریم.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

#جامعه_ی_آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *