بازی کردن کودکان- قانون پنجم و ششم و هفتم و هشتم

بازی کردن کودکان- قانون پنجم و ششم و هفتم و هشتم

بازی کردن کودکان– قانون پنجم و ششم و هفتم و هشتم

با سلام.

پس از آموزش مقدمات قوانین بازی کردن با کودکان و بیان قوانین اول، دوم، سوم و چهارم،

امروز به بیان چهار قوانین بعدی بازی کردن می پردازیم.

قانون پنجم:

آفرین گلم، غوغا کردی، بریم برات یه جایزه ی قشنگ بخرم.

بعد می ری، یه جایزه ی گران قیمت براش می خری و کلی هم ذوق می کنی، که برای فرزندت سنگ تمام گذاشتی.

والدین گرامی، بیش از حد منطقی و معمول کودکتان را تشویق نکنید.افراط و تفریط هر دو بد است.

تشویق
تشویق

نه به والدینی که اصلا توجهی به بازی کودکان ندارند،

و نه به والدینی که بیش از حد توجه نشان می دهند.

مثلا برخی از والدین به نشانه ی این که والدین خوبی هستند،

اگر فرزندشان یه جدولی را حل کرد، یک بازی را به اتمام رساند و در مسابقات ورزشی پیروز شد و برنده ی بازی با آن ها شد و…

تشویقی را انجام می دهند که اگر دفعه ی بعد، فرزندشان کار بزرگتری کرد ، اصلا نتوانند برشدت تشویقشان بی افزایند.

اگر برای هر کار کوچکی تمام انرژی خود را بگذارید، شاید چند بار برای بچه جذاب باشد،

اما بعد از مدتی تکراری می شود و خسته کننده و شما هم بیشتر از این انرژی ندارید که بخواهید اضافه کنید.

در ضمن تلاش کنید که پیشرفت و موفق شدن در فرزندتان درونی بشود.

یعنی به جایی برسد که فرزند شما بدون توقع به جایزه موفق بشود و پیشرفت کند.

به قولی معتاد شود به موفقیت و پیشرفت.

عمل به دانسته ها:

با کمک همسرتان جایزه هایی را تعیین کنید و آن ها را نوشته و به آن جایزه ها رتبه دهید.

مثلا: بستنی برای ۲۰امتیاز، رفتن به پارک  برای ۳۰امتیاز و…

و بعد ببینید کاری که فرزند شما انجام داده، چند امتیاز ارزش دارد و جایزه ی مناسب با آن را بدهید.

جایزه
جایزه

قانون ششم:

وای خسته شدم از بس لباست رو شستم.

آخه مرد پاشو یه جذبه ای، یه داد و بی دادی، نمی شه که هر کاری کرد، هیچی نگفت.

ببین لباسش رو تازه شسته بودم، تازه حمومش کرده بودم،

حیفه این لباس نو نیست که به این روز انداختی.

این جمله ی معروف بسیاری از مادران است، پس از بازی کردن فرزندشان با آب و خاک و گل بازی و…

(البته حرصشان بیشتر در میاد وقتی می بینن، شوهرشون نشسته و داره تلویزیون نگاه می کنه و انگار نه انگار)

اما مادر عزیز، اجازه بدهید فرزندتان انواع بازی ها را تجربه کند.(مگر این که خطر داشته باشد)

خاک بازی، آب بازی، بازی با خمیر و…

این بازی ها باعث آرامش و گاهی خلاقیت کودک می شود.

والدین عزیزی که تمام تلاش خود را می کنید که فرزندتان به آرامش برسد، این هم راه کارش.

کودک با این بازی ها آرام می شود.

گاهی ما برای آرام شدن کودک، او را دعوا می کنیم، که موقتی است و پس از گذشت زمانی به رفتار اولیه بر می گردد.

آرامش واقعی با بازی است و اگر ادامه پیدا کند دیگر سخت بشود، کودک ناآرام بشود.

تازه بسیار عالی می شود اگر شما هم با او هم بازی شوید.

فکر نمی کنم ایرادی داشته باشد، فرزند شما از بازیش لذت بیشتری ببرد.

در ضمن برای این که تا حدودی مشکل پدر و مادر در مورد کثیف شدن لباس ها هم حل بشود،

بروید سراغ لباس هایی که هم ارزان قیمت باشد و هم شستشوی آن آسان.

در ضمن اگر سن بچه به اندازه ای بود که خودش می توانست لباسش را تمیز کند، اجازه دهید خودش این کار را انجام دهد.

خواهشا اگر قرار است خودش لباسش را بشوید،

اگر منزل آمد و گفت: من حال ندارم و خستم و… به هیچ عنوان شما لباس او را نشویید،

و با کمال احترام بگویید که وظیفه ی خودش است که لباسش  را بشوید.

حتی اگر واقعا خسته بود، بگویید: ایراد ندارد، برو استراحت کن و وقتی خسته نبودی، بیا لباس هایت را بشور.

برخی از اوقات دلسوزی بیش از حد باعث لوس شدن بچه می شود.

این متن را با دقت بخوانید:

(اگر تمام کارهای کودک را شما انجام دهید، در آینده از جامعه و اطرافیانش توقع دارد، که همه کارهایش را انجام دهند،

و این فرد فقط می خواهد جامعه به او خدمت کند و او به کمکی به جامعه نکند)

عمل به دانسته ها:

۱- یک لباس ارزان قیمت برای فرزندتان بخرید که اگر پاره شد، غصه نخورید.

۲-اگر فرزند شما به سنی رسیده که می تواند خودش لباس خودش را بشورد،

حتما با او صحبت کنید که لباس بازی اش را خودش باید بشوید.

۳- خاک تمیز پیدا کرده و با اجازه از همسایه ها خاک را در آن مکان بریزید و همراه با فرزندتان گاهی بروید و خاک بازی کنید.

قانون هفتم:

پدر می گه: الان که وقت بازی نیست، مگر نمی بینه خوابیدم.

و یا الان دیر وقته، یه موقع دیگه می ریم پارک.

و یا مادر می گه: آخه بچه آشپزخانه جای این کاراست؟ و یا می گه: ندیدی دیشب کی خوابیدم، بگیر بخواب، بعدا بازی کن.

این پدر و مادر، فرزندشان را از بازی محروم می کنن و هیچ جایگزینی هم ندارند.

پدر و مادری که جلوی بازی طفل را می گیرید در نظر طفل مزاحم تلقی می شوید.

والدین گرامی، فکر شما راجع به آدم مزاحم چگونه است؟

اگر شما مشغول خوش گذرانی هستید(البته حلال) و یا مدیر شما می خواهد این ماه به شما حقوق اضافه بدهد،

و یک نفر بیاید و جلوی  خوش گذرانی شما را بگیرد،

و یا شخصی بیاید و به افزایش حقوق شما اعتراض کند،

شما چه حسی نسبت به آن فرد دارید؟

احتمالا به شدت علاقه مند به خفه کردن آن فرد هستید.

از این که کنارآن فرد باشید، حس خوبی ندارید.

دنبال شرایطی می گردید که از دستش راحت شوید.

دوباره به جمله ی ابتدایی فکر کنید:

پدر و مادری که جلوی بازی طفل را می گیرند در نظر طفل مزاحم تلقی می شوند.

احتمالا همین حس را فرزند شما نسبت شما دارد، هنگامی که اجازه ی بازی به او نمی دهید.

و اما والدینی که امکانات آزمایش و تجربه ی بازی را برای کودک فراهم می کنند، مورد اعتماد طفل واقع می شوند،

و این اعتماد در بزرگسالی فرزند خیلی به پدر و مادر کمک می کند.

اگر کودکی به پدر و مادرش اعتماد کند،

درآینده با آن ها مشورت می کند، اگر مشکلی داشته باشد، به آن ها می گوید.

مراقب باشید، اگر فرزند شما به شما اعتماد نکند، در آینده به کسانی اعتماد خواهد کرد که ممکن است طرز فکر آن ها و اخلاقیاتش، برای شما قابل قبول نباشد.

عمل به دانسته ها:

بازی هایی طراحی کنید که می شود در منزل بازی کرد و سر وصدای زیادی ندارد.

اگر در اینترنت بگردید حتما پیدا خواهید کرد.

البته به یاد داشته باشید، این بازی های آرام و بی سر وصدا موقتی است و بازی کودک باید پر از تحرک باشد.

قانون هشتم:

متاسفانه برخی از ما به عنوان پدرو مادر، تنها چیزی و کسی که می بینیم، خودمان هستیم.

سعی کنید در زندگی مشترک و هم چنین در مورد فرزندانتان، این گونه باشید که زندگی را  از زاویه ی دید آن ها هم ببینید.

(به این معنا که طرف مقابل را درک کنید.

اگر این اتفاق بیفتد و طرف مقابلتان را درک کنید، بسیاری از مشکلات برطرف خواهد شد)

این که ما فقط خودمان را می بینیم، یعنی دیگران در نظر ما اهمیتی ندارند، که دیده بشوند.

جالب این است که این افراد در مورد خانواده ی خودشان هم این گونه فکر می کنند.

شاید با این جمله ی من اولش مخالف باشید ولی احتمالا با بیان چند مثال ، کمی موافق می شوید.

خیلی از کودکان دوست دارند، پدر و یا مادرشان بیشتر زمان را به آن ها اختصاص بدهند، با آن ها به پارک بروند، با آن ها بازی کنند،

اما پدر می گوید: همش دارم کار می کنم برای خوشبختی تو، بعد با این خستگی، میگی بیا بازی کن.

و یا مادر میگه: از صبح تا حالا یک دقیقه ننشستم، همش تو آشپزخانه بودم،

جای این که بگی مامان خسته نباشی، کاری نداری من کمکت کنم، میگی پاشم، با تو بازی کنم؟

البته این گونه که پدر و مادر هم می گویند نیست!

پدر همش کار نمی کنه، خیلی از وقتش رو با رفقا داره بگو و بخند می کنه، که ای کاش یک مقداری از این بگو و بخندها را هم به منزل می آورد،

و مادر هم از صبح تا بعدازظهر بیشتر از یک دقیقه نشسته، آن هم پای موبایلش.

بیاییم از دید فرزندمان ببینیم.

خوشبختی که فرزند ما الان حس می کند، بازی کردن پدر و مادر با اوست.

او الان متوجه این قضیه نمی شود که اگر پدر تا الان سر کار بوده، به خاطر آینده ی اوست،

و یا اگر مادر این همه زحمت میکشه به خاطر این است که می خواهد فرزندش غذای خوب بخورد.

او الان فقط بازی را می بیند و خصلت کودک همین است.

این متن را با دقت بخوانید:

(در مورد همسرمان هم همین طور است.

مرد از در می آید تو و با یک کیسه پر از میوه.

زن هنگامی که میوه ها را می بیند، می گوید: دوباره رفتی هر چی میوه ی گندیده بود خریدی؟

به نظر شما این حرف جز این است که، تمام زحمات شوهر را نادیده گرفته و فقط چون حس می کند این میوه ها برای او لذت بخش نیست، دارد غر می زند.

و یا مرد از در می آید تو و میگه ناهار چیه؟

همسرش می گوید: چند دقیقه صبر کن متوجه میشوی و مرد شروع میکند به غرغر کردن.

این مرد فقط خودش و گرسنگی اش را دیده و حاضر نبوده زحمات همسرش را هم که از صبح تا حالا کشیده، ببیند.)

مراقب باشیم. غیر از ما کسانی هستند با دیدی متفاوت از ما.

عمل به دانسته ها:

آماده باشید که هر موقع از دست فرزند و یا همسرتان ناراحت شدید،

سریعا خودتان را به جای آن ها بگذارید و یک دلیل منطقی پیدا کنید برای این که به شما ثابت بشود که این کار طرف  مقابل، بی جهت و دلیل نبوده.

اگر بگویید: بچه ی من الکی داد می زنه، حتما دنبال علتش باشید و از دید او نگاه کنید،

شاید اگر از دید او ببینید، متوجه بشوید، که به خاطر رفتار اشتباهی از شما دارد این کار را می کند.

ادامه دارد.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *