بازی کردن کودکان- قانون نه، ده، یازده و دوازده

بازی کردن کودکان- قانون نه، ده، یازده و دوازده

بازی کردن کودکان– قانون نه، ده، یازده و دوازده:

پس از بیان مقدمات بازی کردن و بیان قوانین اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم،

امروز ادامه ی قوانین بازی کردن را بیان می کنم.

قانون نهم:

با رفقا رفتیم پارک. چه شور و هیجانی. چه انرژی فراوانی. میگیم و میخندیم و شادیم و سرخوش.

یعنی به گونه ای رفتار می کنیم که همه می گن، خوش به حال زن و بچش.

چه حالی می کنن. تازه به  شوهراشون می گن: ببین چه جوری داره با زن و بچش رفتار می کنه، تو هم یاد بگیر.

با بچه ها بازی می کنیم. بالا بلندی، تاب و سرسره و همه ی بازی ها را یکی پس از دیگری.

هنگام غذا، مهم نیست طعم غذا چگونه باشد،

این غذا را دوست داشته باشیم و یا نه.

فقط هنگامی که غذا تمام شد، تشکر می کنیم و می رویم.

خلاصه همه حسرت زندگی ما رو می خورند.

خانم ها هم همین طور هستند.

در میهمانی ها و پارک رفتن ها، مهربان، مردم دار، هر کسی کاری انجام دهد، تشکر می کنند.

پارک

*اما نکته ی مهم این جاست.

این آقایی که این قدر پرهیجان و قبراق و مهربان بود و همه می گفتد: خوش به حال زن و بچش،

بیا تو خونش رو ببین. یعنی بچش میگه: بابا پاشو بازی کنیم، یعنی از پای اخبار پا نمیشه.

خانوادش عمرشون رفت ولی خنده ی این مرد رو تو خونه ندیدند.

و همین طور خانم خونه.

اگر مردش رفتاری میکرد که این زن از اون رفتار خوشش نمی اومد،

اگر شبیه همون رفتار را یکی دیگه انجام می داد، خانم خونه می گفت: چه قدر باحال بود.

همین خانم خونه، اگر تو پارک می دید،

یه زن و شوهری با هم سرسنگین هستند،

اون خانم را نصیحت می کرد که اشکال نداره، تو کوتاه بیا، اما همین کار را در زندگی خودش اجرا نمی کنه.

در مورد فرزند هم همین طور است.

مثلا: اگر بچه ی دیگران ساکت باشه، به بچشون میگن: ببین چه قدر ساکته،

از کنار مادرش تکون نخورد، یاد بگیر، چیه تو همش این ور و اون ور می ری و بدو بدو می کنی،

و یا اگر برعکس، بچه ی دیگران پرسروصداباشه و دائم مشغول بازی باشه،

به بچش می گه: ببین چه انرژی داره، چیه همش پیش من نشستی و تکون نمی خوری؟ پاشو برو با رفقات بازی کن.

ای کاش این قدر که دیگران برای ما مهم بودن و همش از دیگران خوبی می دیدیم، رفتارمون با خانواده ی خودمون هم همین گونه بود.

مراقب همدیگر باشیم.

عمل به دانسته ها:

یک بار که از پارک اومدید، سریع کاغذ و خودکار بردارید و بنویسید امروز که همراه دوستان پارک رفتید، چه کارهایی کردید، چه قدر انرژی داشتید،

چه قدر با بچه ها بازی کردید و همان جا به خودتان قول بدهید که همین کارهایی که در برگه نوشته اید را هنگامی که با خانواده ی خودتان بیرون رفتید، انجام دهید.

قانون دهم:

حتما برای همه اتفاق افتاده که خسته از سر کار اومدیم، فرزندمان می آد و میگه:

بابا  بریم پارک  و یا بریم بازی و یا میشه الان نخوابی پیشم بشینی.

در مورد مادران هم این گونه است،

که مادر از صبح تا حالا تلاش کرده و خانه را مرتب کرده و الان که می خواد یه دقیقه استراحت کنه،

فرزندش می گه، میشه با من بازی کنی؟

این متن را با دقت بخوانید:

(جا داره همین جا از تمام مادرانی که زحمت کار خانه را بر دوش گرفته و به خیال خیلی از افراد کار ساده ای هست،

ولی حقیقتا این گونه نیست،

تشکر کنم و از همسر خودم که همیشه او، اوضاع خانه را سروسامان می دهد و بنده عرضه ی این کار را ندارم)

در این مواقع پدر و مادر گاهی این کار را می کنند: می گویند: بذار استراحت کنم، یا بذار یه چرت بزنم، یا بذار این برنامه ی تلویزیون رو ببینم،

و بعدش با هم بازی می کنیم و یا میریم پارک.

اما وقتی استراحت کرد و یا برنامه ی مورد  علاقه اش را دید،

هنگامی که فرزندش به سراغش می آید و می گوید: مامان و یا بابا، بریم بازی، می گویند: الان که دیر وقته، بذار فردا.

توجه داشته باشید که شاید فردا برای ما خیلی دور نباشه، ولی برای کودک یعنی هیچ وقت.

بعد با هزار مشکل کودک را راضی می کنند، که فردا میریم.

کاری ندارم که فردا هم برای پدر کاری پیش می آید و موقعی به منزل برمی گردد، که فرزندش خواب رفته.

و اما پدر و مادر عزیز: می دانی با این بد قولی چه بلایی سر خودت و فرزندت درآوردی؟

این فرزندت یاد می گیرد که:

اولا: همین کار را با شما بکند.

یعنی: یه اشتباهی را انجام می دهد و بعد از این که شما ناراحت شدید، می گوید:

قول می دهم که دیگر تکرار نمیشه. ولی دوباره زیر قولش می زنه،

و جالب  این جاست که این پدر و یا مادر به فرزندشان می گویند: زشت است آدم زیر قولش بزند.

دوما: با دروغ آشنا می شود و هر جا که گیر افتاد می گه: الان انجام می دم، اما چند ساعت بعد،بی خیالش می شه.

سوما: اعتمادش را به حرف ما از دست می دهد.

یعنی اگر روزی بیاید که باید یک کار مهم را انجام دهد،و ما می گوییم: اگر این کار را انجام دهی، قول میدهم،

و *فرزندمان همین جا حرف ما را قطع می کند*

و می گوید: مثل قول هایی که قبلا دادی و به قول ما اعتماد نمی کند.

پس لطفا اگر فرزندت از شما چیزی خواست و آن لحظه نمی توانستی انجام دهی،

فکر کن اگر در آینده می توانی انجام دهی به او قول بده،

و اگر نمی توانی، هر چه قدر بهانه گرفت، به او قول دروغ نده.

پیامبر اسلام(ص):

کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید،

و هرگاه به آنان وعده دادید ، به آن وفا کنید ،

زیرا آنان ، روزى دهنده خود را کسى غیر از شما نمى ‏دانند.

عمل به دانسته ها:

به هیچ عنوان و به هیچ وجه به فرزندتان قول ندهید.

اصلا با خودتان عهد کنید که من به فرزندم قول نمی دهم،

مگر این که مطمئن باشید که ۱۰۰درصد آن را انجام می دهید(البته ان شاالله)،

و اگر به هر دلیلی نتوانستید انجام دهید، یک جریمه ی سخت برای خودتان در نظر بگیرید،

و این جریمه را حتما با همسرتان مطرح کنید تا اگرشما فراموش کردید، به یادتون بیاره.

حتما جریمه را انجام دهید.

قانون یازدهم:

داریم کارمان را انجام می دهیم که همسرمان می گوید: پاشو یه کم با این بچه بازی کن.

جواب تقریبا مشخص است: مگه نمی بینی دارم کارم را انجام می دهم.

چرا متوجه نیستیم که بازی کردن با کودک، باید خودش جزو کارهای اصلی ما باشد.

ما فکر می کنم کار یعنی چیزی که از توش پول در میاد،

و احساس می کنیم که بازی با فرزندمان که به درد آینده ی ما نمی خوره.

در حالی که بازی با فرزندمان سرمایه گذاری بلند مدت حساب می شود،

و سرمایه گذاری برای آینده است.

سرمایه گذاری
سرمایه گذاری

اگر امروز روی فرزندمان سرمایه گذاری نکنیم،

فردا باید هزینه ی و زمان زیادی را برای رفتن به روانپزشک و دکتر بدهیم.

اگر امروز روی فرزندمان سرمایه گذاری نکنیم،

فردا باید با مشکلات رفتاری فرزندمان مقابله کنیم،

که احتمالا این مقابله تاثیر کمی خواهد گذاشت، زیرا سن که افزایش بیابد، تغییر مشکل می شود.

اگر برای کودکمان وقت نگذاریم، فرزندمان که بزرگ تر شد،

مدام به همسرمان می گوییم که چرا بچه ی ما این گونه رفتار می کند.

به خاطر جیب خودتان هم که شده، بازی را جدی بگیرید.

عمل به دانسته ها:

فقط یک کار کوچک انجام دهید. حتما.

قیمت یک جلسه روان پزشک را بپرسید و آن را ضربدر حداقل ۵ بکنید،

تا بدانید اگر تنبلی کنید و برای بازی با فرزندتان وقت نگذارید،

به غیر از ناراحت کردن فرزندتان چه هزینه ای را باید پرداخت کنید.

قانون دوازدهم:

برخی از ما شاید به خاطر مشغله ی کاری نتوانیم خیلی برای فرزندمان و خانواده وقت بگذاریم، و با فرزندمان بازی کنیم،

اما نکته این است که این وقت کمی را که داریم، آیا برای خانواده می گذاریم ؟

پدر وارد منزل می شود و اولین کاری که می کند،  می رود سراغ تختخواب و آن  را سفت در آغوش می گیرد و به خوابی عمیق فرو می رود.

بعد از  این که از خواب بیدار شد، سریع نگاه به موبایلش می اندازه که ببینه آیا  پیغام جدیدی براش نیومده.

از رختخواب دل می کند و می آید تلویزیون را روشن می کند و اخبار ۲۲،۲۱،۲۰ و… را نگاه می کند،

و بعد می رود پیش رفقا و شب هم می آید و دوباره خواب.

مادر هم به همین صورت.

یک تماس با یکی از اقوام و دوستان ممکن است، ساعت ها به طول بکشه،

که اگر این ساعت ها و زمان ها را کنار هم بچینیم، احتمالا به یک عدد قابل توجه می رسیم.

درست است که مقداری از وقت ما صرف کارهای منزل و یا سرکار می شود،

اما ای کاش همین زمان کم داخل منزل را به بازی کردن و شاد کردن فرزندمان اختصاص می دادیم و کارهای غیر ضروری را کنار می گذاشتیم.

عمل به دانسته ها:

فقط یک هفته زمانی را که پای تلویزیون و فضای مجازی می نشینید را یادداشت کنید.

این کار را  حتما انجام بدهید.

این کارها تجربه شده و نتایجش هم مشخص است. بعد از یک هفته حساب کنید که چه قدر وقت برای این کارها گذاشتید.

(ادامه دارد)

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *