بازی کردن کودکان- قانون اول

بازی کردن کودکان- قانون اول

بازی کردن کودکان– قانون اول:

اما بریم سراغ اصل موضوع: بازی.

آیا کسی پیدا می شود که بگوید: من دوست ندارم نام نیکی از من به یادگار بماند؟

جواب کاملا مشخص است.

اگر دوست داریم، هنگام پیری، دیگران وقتی رفتار و کردار فرزند ما را می بینند، به ما بگویند:

خوش به حالت، ثمره ی عمرت فوق العادس، بازی کردن فرزندانمان را جدی بگیریم.

یکی از مهم ترین کارهای والدین، توجه به مبحث بازی کردن فرزندانشان است.

به قولی یکی از تاثیرگذارترین راه های ابراز محبت پدر و مادر به فرزند، بازی است.

اگر فرزند ما برحسب طبیعت سن خودش رشد کند، دیگر بسیاری از مشکلات برطرف می شود.

به این معنا که طبیعت کودکان که بازی کردن است، اگر درست انجام شود،

طبیعت سن ۷ تا ۱۴ سالگی که فرزند باید گوش به فرمان باشد و ۱۴ سالگی به بالا که باید مشاور باشد به درستی انجام می شود.

اگر کودک در هفت سال اول سید و آقا بود،

در هفت سال دوم، سختی را تحمل کردن، برای او راحت تر می شود، راحت تر به حرف شما گوش می کند.

بسیاری از شخصیت های بچه که در آینده همیشه با آن شخصیت زندگی می کند، درسن تولد تا ۷سالگی اتفاق می افتد.

فرزند

کودکی که در هفت سال اول با بازی و لذت بردن رشد نکند، در هفت سال دوم به جای عبد بودن، یاغی می شود.

از بازیگوشی کودکان خسته نشوید، حرص نخورید، بلکه لذت ببرید، تا ان شاالله در بزرگسالی، فرزندی بردبار داشته باشید.

باید کودک بازی کند.

زندگی مدرن را می شود به یخچال تشبیه کرد که اگر درآن فرزند شما تحرک نداشته باشد، یخ می زند.

این متن را با دقت بخوانید:

(بچه ای که در کودکی داد نزند و سر و صدا نکند،

در بزرگسالی سر و صدا می کند، عصبی می شود، خدایی نکرده سر پدر و مادر داد می زند.

بچه اگر در کودکی شیطنت نکند،

در بزرگسالی شیطنت می کند و چه قدر تفاوت است بین شیطنت در دوران کودکی و شیطنت دوران بزرگسالی.

اگر فرزند، در کودکی با دوستانش بازی نکند و دنبال هم ندوند،

در بزرگسالی هم نمی تواند در جمع خودی نشان بدهد.

بچه اگر در کودکی با پدر و مادر نخندد،

در بزرگسالی خنده اش را نصیب دیگران می کند.

بچه اگر در کودکی نتواند با پدر و مادرش درد و دل کند،

در بزرگسالی حرف های خصوصی اش را با دیگران در میان می گذارد.)

کودک باید بر اساس فطرتش بزرگ شود، تا در بزرگسالی بتواند انسان موفقی باشد،

و کودک فطرتا عاشق بازیگوشی و هیجان است، پس اجازه بدهید فرزند شما کودکی کند.

امام کاظم(ع): خوب است بچّه در کودکى بازى‏گوش باشد تا در بزرگ ‏سالى بردبار گردد و   شایسته نیست که جز این باشد .

متاسفانه ما عبادات پیامبر و اهل بیت را دیده ایم و تلاش هم می کنیم، مانند آن ها رفتار کنیم، ولی بازی کردن ایشان با کودکان را ندیده ایم.

بحث بازی را به ۱۵ قانون تبدیل کردم، که احتمالا تمام این قوانین به درد ما می خورد،

اما شما ببینید کدام یکی از آن ها برای شما کاربرد دارد، همان را انجام دهید.

نکته:

ما دراین قوانین می گوییم که با انجام دادن این کارها بسیاری از مشکلات فرزندانتان حل خواهد شد،

اما این نکته را دقت کنید که این مشکلات یک شبه به وجود نیامده اند که یک شبه بخواهند بر طرف شوند. پس باید کمی حوصله به خرج داد.

آماده اید برای حرکت؟

مواد مورد نیاز برای رسیدن به مقصد، همراه داشتن کاغذ و خودکار است،

تا هر جا به نکته ای برخوردید که احساس کردید به درد شما می خورد، یادداشت کنید و فقط به حافظه ی خودتان اعتماد نکنید.

قانون اول:

روزی پیامبر خواست تا امام حسین(ع) را در آغوش بگیرد، اما امام حسین(ع) فرار کرد.

پیامبر دنبال ایشان دویدند، تا سرانجام ایشان را گرفتند و بوسیدند.

و دیگر این که: پیامبر با کودکان بازی می کردند و کودکان را در آغوش می گرفتند و یا بر پشت خود سوار می کردند.

*یکی از وظایف والدین در مقابل فرزندشان بازی کردن ایشان با کودکانشان است.

یعنی باید زمانی را اختصاص داد به بازی کردن دسته جمعی با خانواده.

نکته:

اگر  بازی کردن ما با فرزندانمان از روی اصرار فرزند باشه،

یعنی فرزند ما اصرار کند و با بی حوصلگی و گاهی غرزدن ما همراه باشه، هیچ ارزشی ندارد.

ومعنی دیگر این بی حوصلگی و غرزدن هم این می شود که، من حوصله ی تو را ندارم.

بی اعتنایی پدر و مادر به کودک، پیام بی مهری را به کودک انتقال می دهد.

بی توجهی والدین به بازی کودکان دو آسیب جدی دارد.

۱-کودک برای ادامه ی بازی دیگر انگیزه ندارد.

۲-به رابطه ی عاطفی میان کودک و پدر و مادر ضربه می زند.

مثلا: کودک به پیش ما می آید و از ما خواهش می کند که برویم بازی.

چند دفعه ی اول که اصلا محلی نمی گذاریم،

اما بعد از چند بار اصرار کودک، می گوییم: باشه، بیا بریم ببینم دست از سر کچل من بر می داری؟

بعد هم در حین بازی کردن، بی حال و بی رمق. بعد از مدتی هم می بینیم که فرزند ما رفت سر بازی دیگر،

و ما خوشحال و سرحال میرویم سراغ ادامه ی کار خودمان.

اما پدر و یا مادر عزیز، زیاد هم خوشحال نباش!

زیرا فرزند شما، در آن لحظه شما را از ذهنش پاک کرده و رفته سراغ بازی دیگه و این اصلا خوب نیست.

مورد دیگر این که، چه ایرادی دارد، گاهی شما به فرزندتان پیشنهاد بازی بدهید؟

ما نباید به فرزندمان اجازه دهیم که بی تحرک بماند. بی تحرکی برای کودک یعنی بیماری.

یعنی اگر دیدیم فرزند ما مدتی بی تحرک نشسته، مثلا پای تلویزیون(که آن خودش یک بحث مجزاست)،

باید خومان دست به کار شویم و به او پیشنهاد بازی بدهیم.

یعنی می بینید که فرزندتان یه گوشه ای نشسته و کار خاصی انجام نمی دهد،

شما به سمتش بروید و به او پیشنهاد بدهید که آیا می شود با هم بازی کنیم؟

اگر بدانید با این کار تا چه اندازه ای کودک را عاشق خودتان کرده اید.

در ضمن آخر بازی هم منت سر فرزندتان نگذارید که دیدی باهات بازی کردم،

پس برو این کار را برای من انجام بده؛

بلکه از فرزندتان تشکر کنید که با شما بازی کرده، یعنی بگویید: پسر و یا دختر گلم ممنونم که با من بازی کردی.

این تشکر باعث می شود که فرزند شما به خودش افتخار کند و حس اعتماد به نفس در او زیاد شود.

*پدری می گفت: من اگر با بچم بازی کنم، بوسش کنم، باهاش مثل بچه ها رفتار کنم ، پر رو می شه.

پدر عزیز:

فرزند شما با این کارها پر رو نمی شه، عاشق می شه. امتحان کنید.

عاشق
عاشق

چند هفته ای با فرزندتان بازی کنید، به او محبت کنید، او را ببوسید، (البته مراقب افراط و تفریط هم باشید)،

و بعد از چند هفته رفتار فرزندتان را با رفتار چند هفته پیشش مقایسه کنید،

و ببینید که بیشتر به حرف شما گوش می کند و یا کمتر؟ ببینید بیشتر بهانه گیری می کند و یا کمتر؟

البته این حرف شما درست است که بچه نباید نسبت به پدرش جسور شود،

ولی راه جسور نشدن بچه این است که گاهی که لازم است(گاهی و نه همیشه)، قاطعیت شما را ببیند.

البته این نکته را توجه کنید که قاطعیت با بی احترامی و توهین به فرزند فرق می کند.

پدر و مادر باید و باید در بازی با فرزندشان شریک باشند.

البته نه همیشه، گاهی فرزند دارد به تنهایی بازی می کند و لذت می برد.

در این مواقع نیز نباید بی تفاوت باشیم، بلکه می توان با قرار دادن یک بشقاب میوه به او فهماند که من در کنارت هستم و حواسم به تو است،

و یا یک بوس و یا دست کشیدن به سر او، به فرزندمان توجه کنیم.

نکته ی مهم این است که هنگام بازی با فرزندمان باید کودک شویم.

به این داستان توجه کنید:

جوانی سوار بر اسب به آبی رسید و اسب ایستاد.

جوان هر چه کرد اسب تکان نخورد و از آب رد نشد.

پیرمردی از آن جا می گذشت، علت ناراحتی جوان را فهمید.

به جوان گفت: می دانی چرا اسب از آب رد نمی شود؟

چون هنگام ورود به آّب عکس خودش را می بیند و حاضر نیست پا بر روی خودش بگذارد.

خیلی از ما هم به عنوان پدر و مادر حاضر نیستیم پا روی خودمان بگذاریم.

مثلا: برای بازی کردن با کودک باید کودک شد،

ولی جمله ای که ما می گوییم این است که زشته ما با این همه سن و سالمون و با این همه پرستیژ که جلوی در و همسایه داریم ، مثل بچه شویم.

این متن را با دقت بخوانید:

(چه طور بلدید در زندگی شخصیتان با همسرتان بچه شوید و قهر کنید و بهانه بگیرید و گیر الکی بدهید،

ولی این جایی که باید بچه شوید، می گویید که ما بزرگ شده ایم.)

یکی از مهم ترین علت های مشارکت والدین در بازی فرزندشان این است که،

مشارکت پدر و مادر در بازی، موجب می شود که کودک، احساس امنیت کند.

در ضمن می شود بسیاری از مسایل تربیتی را با بازی کردن به کودک آموزش داد.

زیرا که دنیای بازی، دنیای واقعی کودکان را تشکیل می دهد.

هم بازی، هم هیجان و هم آموزش

برای شناخت کودکان لازم است ابتدا وارد دنیای آن ها بشویم، نه این که بخواهیم آن ها را وارد دنیای خودمان بکنیم.

درضمن بازی کردن شما با کودک به نفع  خود والدین است.

والدینی که در کودکی وارد دنیای فرزندانشان می شوند،

فرزندان آن ها نیز در زندگی آینده و تصمیمات مهم زندگی، آن ها را شریک می سازند.

در هنگام بازی با فرزندتان به چند نکته توجه کنید:

۱-گاهی در مسابقه با فرزندمان باید ما برنده شویم، تا متوجه بشود همیشه برد نیست،

تا اگر در زندگی شخصی گاهی شکست خورد، تجربه ی شکست را داشته باشد.

پدری و مادری که هیچ گاه اجازه ی شکست را به فرزند نمی دهند، به آینده ی کودک بی توجه هستند.

۲- بعد از این که از فرزندمان شکست خوردیم(مصلحتی) به هیچ عنوان، حالت ناراحتی به خودمان نگیریم.

(چون یاد میگیرد، که هر موقع شکست خورد، باید غصه خورد)

۳- گاهی بازی هایی طراحی کنیم، که برد و باخت نباشه،

بلکه به گونه ای طراحی بشه، که با کمک هم پیروز شویم.

پدر و مادری که می خواهند فرزند آن ها به حرفشان گوش کنند،

باید این قدر به او محبت  کرده باشند، بازی کرده باشند، کودک شده باشند، که فرزندشان، عاشق این پدر و مادر شده باشد

(راه عاشق کردن کودک بازی کردن با اوست)

و آدم عاشق گوش به فرمان است.

امتحان کنید:

مدتی با فرزندتان رفیق باشید و شریک بازی اش بشوید،

ببینید با کوچکترین ناراحتی شما او به هم می ریزد و تلاش می کند، دوباره دل شما را به دست آورد.

مثال آن هم داستان پیامبراسلام و برخورد ایشان با حضرت زهرا(س) است.

روزی هنگامی که پیامبر از سفر برگشتند و مثل همیشه، هنگامی که از سفر بر می گشتند،

اول به در خانه ی حضرت زهرا(س) رفتند.

اما آن روز برخورد پیامبر با حضرت زهرا سرد بود و همین برخورد باعث شد ،

که تا حضرت زهرا(س) ناراحتی پدرشان را دیدند، سریع به دنبال پیدا کردن علت ناراحتی پیامبر و برطرف کردن آن گشتند.

این متن را با دقت بخوانید:

(ما پدرها و مادرها دائم درحال بازی کردن با روزگار و دست و پنجه نرم کردن با زمانه هستیم،

و یادمان رفته که باید با کودکانمان دست و پنجه نرم کنیم.

بازی کردن با کودکان یعنی، بازی با کسانی که به خدا خیلی نزدیک هستند و شاید در اطراف ما به کسی به اندازه ی آن ها به خدا نزدیک نباشد.

پس هیچ وقت وقت بازی کردن با فرزندانتان را فراموش نکنید)

این متن را با دقت بخوانید:

(با فرزندتان بازی کنید.

فرزندتان را روی کولتان سوار می کنید و چرخ می زنید و خسته می شوید.

اما این خستگی فوق العاده ارزشمند است،

زیرا همان گونه که فرزند شما روی کول شما، جا خوش کرده، شما نیز در قلب فرزندتان، جا باز می کنید.)

بازی کردن کودک تا اندازه ای مهم است که اگر در نماز باشید و فرزند شما خواست با شما بازی کند،

شما حق ندارید صدایتان را بالا ببرید و یا حتی اخم کنید؛

بلکه شما باید نمازتان را بخوانید و اجازه دهید فرزند هم بازیش را بکند، از  کول شما بالا برود، روی پایتان بنشیند و نباید او را از خودتان برانید.

اما باز هم عرض کنم که،

خواهشا هنگام بازی با کودکان به این نکته ی مهم توجه کنید که اگر دارید با فرزندتان بازی می کنید، بچه شوید.

پیامبر اسلام فرمودند: هر کس با کودک سروکار دارد ، با او کودکانه رفتار کند.

چونکه با کودک سر و کارت فتاد. هم زبان کودکان باید گشاد.

عمل به دانسته ها:

با کمک همسرتان یک عدد و یا یک اسم و یا هر چیز دیگری تعیین کنید،

و هر موقع فرزندتان آمد سراغ شما و به شما گفت که بریم بازی،

و شما گفتید حال ندارم و یا الان کار دارم و یا باشه یه وقت دیگه،

همسر شما اسم رمز رو بیاره و به شما یادآوری کنه که الان باید به بچه برسی و نه به کارت.

خواهشا قبل از این که بروی سراغ قانون دوم این کار را بکن و اسم رمز را مشخص کن،

و به همسرت هم اطلاع بده. تنبلی را کنار بذار و هی نگو این ها فایده ای نداره.

اسم رمز:…………………………………………..

ادامه دارد.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *