افراط و تفریط در تربیت فرزند

افراط و تفریط در تربیت فرزند

افراط و تفریط در تربیت فرزند:

یکی از ایرادات برخی از پدرها و مادرها این است که در مورد تربیت فرزند افراط و یا تفریط دارند.

یعنی ممکن است بارها دیده باشیم که خانواده هایی هستند که همه نوع امکانات در اختیار فرزندشان قرار می دهند،

و از این قضیه بسیار شاد هستند که توانسته اند پدر و مادر خوبی برای فرزندشان باشند.

اگر مقداری در اینستاگرام بگردید، می بینید که پدر و یا مادری در شرایط مختلف و با انواع تفریحات و امکانات از فرزندانشان عکس می گیرند و در اختیار عموم قرار می دهند.

یعنی انگاری که این کودک دائم در حال لذت بردن و در اختیار داشتن همه ی امکانات است، و هیچ مشکلی ندارد و این مادر و پدر خوشحال هستند که فرزندشان دارد لذت می برد.

اما این پدر و مادر به این قضیه دقت ندارند که الان که فرزندشان هیچ وقت نه نمی شنود، و همه چیز را در اختیار دارد،

فردا که در زندکی با  کلی مشکلات و سختی ها رو به رو می شود،

و در آن هنگام و در برابر سختی ها شکست می خوردچگونه می تواند با سختی ها و مشکلات بجنگد.

قطعا این حرف درست است که فرزند ما تا هفت سالگی پادشاه است، اما به این معنا نیست که در این قضیه افراط شود.

باید فرزند ما از زندگی لذت ببرد، اما گاهی هم باید یاد بگیرد که زندگی مشکلات و سختی هایی هم دارد.

قرار نیست که به زور به فرزندمان سختی بدهیم، اما قرار هم نیست که فقط خوشی هم باشد.

فصلی از کتاب عصای پیری:

فصل یازدهم : در اختیار گذاشتن امکانات

چند دقیقه بعد، امید و آرزو و اسکندر سوار ماشین شدن و راه افتادن.

وقتی راه افتادن اسکندر خیلی ناراحت بود، نگین گفت: اسکندر، چرا ناراحتی؟ چی شده رفتی تو فکر؟

اسکندر رو به حاج عمو گفت: حاج عمو نمی دونم این که بچه ها هر چی می خوان من براشون می خرم،

تا یه وسیله ای خراب می شه می ندازن دور و می گن، یکی دیگه بخر، منم گوش می کنم، نمی دونم خوبه، یا نه؟

حاج عمو گفت: ببین عمو جان، اگر قراره، امید و آرزو انسان های موفقی بشن، قطعا با این قضیه که هر امکاناتی خواستند در اختیارشون بذارین، این اتفاق نخواهد افتاد.

باید امکانات و خواسته ها منطقی باشه. باید گاهی خودشون برای رسیدن به خواستشون تلاش کنن.

عمل به دانسته ها:

شما فکر می کنید، چه امکاناتی در اختیار بچه هاتون قرار داید،

 که احساس می کنید، بیشتر از نیازشون هست؟

………………………………………………………………………………………..

ببین قطعا شما کسانی رو مستقیما و یا در تلویزیون دیدید، که پدرهاشون وضع مالی خوبی نداشتن، ولی به درجات خیلی بالایی رسیدن،

و یا برعکس، کسانی که پدرهاشون، وضع مالی فوق العاده ای داشتن، ولی خودشون به هیچ جا که نرسیده اند هیچ، روز به روز ثروت پدرشون رو  هم بر باد دادند.

اگر دنبال این هستی، که امروزه امید و آرزو رو تامین کنی، با همین فرمون بری جلو خوبه، اما این فرمون آینده ی این بچه ها رو نمی سازه.

ببین آینده ی هر کس رو خودش می سازه، نه دیگران.

این حرف که بعضی ها می گن، خوش به حال بچه پولدارها، من قبول ندارم.

عمو جان، شما می تونی حر ف من رو قبول نکنی. من نظرم خودم رو می گم.

من نظرم اینه که خوش به حال بچه هایی که پدر و مادراشون، فرزندانی تربیت می کنن، که هر روز دارن پیشرفت می کنند.

بچه هایی که تو خونه خوابیدن و همه چی در اختیارشونه، امروزشون با فرداشون چه فرقی داره؟

جالبه اگر زندگی اون پدر و مادر پولدار رو مطالعه کنی، متوجه می شی، خیلی از این این پدرها و مادرها، اتفاقا وضع مالی فوق العاده ای نداشتند،

و فقط خودشون اهل فکر و تلاش بودن، تا به این جا رسیدن.

بچه هایی که پدراشون و مادرهاشون، به فرزندشون یاد می دن چه جوری پیشرفت کنند، در آینده حرفی برای گفتن دارن. جامعه هم برای پیشرفت، به این ها احتیاج داره.

عمو جان، کسانی که الان فوق العاده هستند، از اول که این  جوری نبودند،

پدر و مادرشون یه هدفی داشتند، خود بچه هدفی داشته و خود بچه با کمک پدر و مادر تلاش کرده که به هدفش برسه.

اونی که موفق می شه، مطمئن باش، یک شبه موفق نشده.سال ها زحمت و سختی کشیده.

اسکندر جان، اگر بچه ها رو تنبل بار بیاری، همه چی در اختیارشون باشه، حاضر به زحمت نیستن.

البته من نمی گم، سختی بیش از حد. نه.

ولی اجازه بده، همه چیز راحت در اختیارشون قرار نگیره، بابت بعضی چیزها زحمت بکشن.

بعد نگین گفت: آخه عمو باید امکانات باشه، تا پیشرفت اتفاق بیفته. بدون امکانات که نمی شه پیشرفت کرد!

بعد حاج عمو به نگین گفت: نگین خانم:  از این امکانات که ما داشتیم و  یا بچه ها داشتن، چه جوری استفاده کردیم؟ یا بچه ها چه جوری استفاده کردن؟

مثلا: باید دفترهاشون رو جلد کنن. سریع می دوییم، یه جلد دفتر نو می خریم و شروع می کنیم به جلد کردن،

و هر سال یه مقدار اضافه می آد که سریع می ریزیم توی سطل آشغال.

خوب یه سال، این اضافی ها رو نگه داریم وشروع کنیم با همین ها جلد کردن.

ببینید بابت این که بچه هامون فردا بتونن با مشکلات کنار بیان، باید از الان یه آموزشی ببینن. یه کاری بکنن، البته بسته به سنشون.

سن کمتر، کارهای آسان تر.

درضمن باور کنید، خیلی ها با همین امکانات، الان از بچه های ما و خود ما جلوتر هستند.

مطمئن باشید، علت این که اون ها موفق تر هستند، این نیست که پدر و مادراشون، امکانات بیشتری بهشون دادن، نه.

علتش اینه که سعی کردن، بچه هاشون، خیلی اوقات رو پای خودشون وایسن و مستقل بار بیان.

تازه حاج عمو، بالاخره ممکن است برای هر کسی در زندگی مشکلی پیش بیاد.

خیلی ها بودن که وضع مالی فوق العاده ای داشتند، ولی ورشکسته شدن.

این ها اگر فرزندانی تربیت کرده باشند، که همه چیز در اختیارشون باشه، چه جوری می تونن، با این مشکلات کنار بیان.

عمو جان، ان شاالله که هیچ موقعی به مشکلی برنخوری.

اما با این روش که امید و آرزو عادت کردند، که همیشه هر چی می خوان، در اختیارشون باشه، می خوای چی کار کنی؟

حتما عمو جان، تو زندگی دوستان و اقوام خودت، یا همسرت، نگاه کنی، می بینی که این اتفاقات می افته.

این گرفتاری ها به وجود می آد. حالا شاید یه عده به ظاهر کمتر و یه عده بیشتر.

اما مهم اینه که ما چه قدر آماده ایم، چه قدر تمرین کردیم.

باید بچه ها یاد بگیرن که هنگام سختی چه کنن.

اگر تمرین نداشته باشند، اگر یاد نگرفته باشند، وقتی به مشکل می خورن،

یه گوشه ای می شینن و دائم با خودش و خانواده اش و هستی می جنگد که چرا من؟

اما اگر یاد گرفته باشند که همیشه فراوانی نیست، همیشه راحتی نیست،

و بلد باشن که در وقت سختی چه کنن، این جا به داد پدر و مادر می رسن.

پس اسکندر جان، به نظر من امکانات در اختیار بچه هات بذار، خساست نکن،

اما سعی کن، توش افراط و تفریط نباشه،

گاهی هم که چیزی می خواستن، بهشون کمک کن، همون وسایل قبلیشون رو درست کنند.

اگر معلم گفت: دفتر جدید، کمکشون کن، همین برگه های سفید دفترهای قدیمی که گذاشته کنار رو به هم بچسبونن،

خوشگلش کنن و استفاده کنن.

شاید به نظرت این حرف خیلی حرف الکی باشه، اما خیلی چیزها رو به بچه هات یاد می ده.

از این فصل آموختم که:

۱-…………………………………………………………………………………………………………………………….

۲-…………………………………………………………………………………………………………………………….

۳-……………………………………………………………………………………………………………………………

و اما برخی دیگر از خانواده ها:

و در مقابل برخی از افراد بر عکس عمل می کنند.

به این معنی که می گویند اگر به فرزندمان محبت کنیم لوس می شود،

اگر محبت کنیم مرد بار نمی آید، اگر امکانات در اختیارش قرار دهیم، پر رو می شود،

و به این طریق فقط سختی به فرزندشان تحمیل می کنند.

یعنی بسیاری از اوقات ما پدرها و مادرها بلد نیستیم که حد وسط را نگه داریم،

و یا دنبال افراط هستیم و یا دنبال تفریط.

به فرموده ی امام علی(ع): انسان بی خرد را نمی بینی، مگر در حال افراط و یا تفریط.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *