استقلال فرزند

استقلال فرزند

استقلال فرزند:

برخی از اوقات فرزند ما حتی هنگامی که به سن بزرگسالی هم می رسد،

وقتی می خواهد کوچکترین کاری را انجام دهد، به تنهایی نمی تواند.

بنابراین با پدر و مادر تماس می گیرد و از آن ها می پرسد که چه کند!

و به همین دلیل گاهی توسط همسرش مسخره می شود، که تو حتی این کار ساده را هم بلد نیستی؟

فرقی هم بین دختر و پسر وجود ندارد.

هر کدام از دختر و یا پسر، از پس کارهایشان بر نمی آیند.

و از طرفی هم پدر و مادر خسته می شوند و عصبانی و خود شخص هم خجالت زده می شود.

اما چرا این اتفاق می افتد؟

ایراد کار کجاست؟

چرا برخی از انسان ها، اکثر کارها را خودشان انجام می دهند و حتی برخی از کارهایی هم که بلد نیستند، می پرسند تا یاد بگیرند،

و برخی از افراد، هم کاری را انجام نمی دهند،

و هم به خاطر این که می گویند نمی توانند کاری را انجام دهند، از کسی نمی پرسند،

بلکه می گویند دیگران بیاییند و کارهای آن ها را انجام دهد؟

داستان از این قرار است که برخی از والدین اجازه استقلال طلبی و انجام دادن کارهای کودک را به فرزندشان می دهند،

و برخی دیگر از والدین دقیقا مخالف این قضیه رفتار می کنند.

به این مثال ها توجه بفرمایید:

۱-کودک وقتی تمایل دارد بدون کمک گرفتن از پدر و مادر غذا بخورد، به خاطر استقلال طلبی اش است.

اما پدر و مادر چه می گویند؟

به فرزندشان می گویند: نه تو نمی توانی؟ ببین همه ی غذاها را روی زمین ریختی؟

همش خراب کاری می کنی؟

۲-لباس پوشیدن کودک آن هم به سختی و حتی با کلی اشتباه و گذر زمان، به خاطر حس استقلال طلبی کودک است.

اما پدر و مادر چه می گویند؟

ببین وقت ما رو گرفتی؟

آخه بچه کاری که نمی تونی انجام بدی، بذار کمکت کنیم؟

۳-وقتی دارید وسایل اتاقش را تمیز می کنید و فرزند شما می خواهد کمک کند، نشانه ی استقلال طلبی کودک است.

اما پدر و مادر چه می گویند؟

بچه جان! آخه جای لباس هایت را نمی دانی.

بدتر خونه رو کثیف می کنی؟

همش جلوی دست و پایی.

و این گونه است که هر موقع فرزند ما خواست کاری را انجام دهد،

با این صحبت های پدر و مادر مواجه می شود:

بی عرضه، نمی توانی، کار تو نیست، جلوی دست و پایی و…

و قطعا کسی که از کودکی با این کلمات بزرگ شده،
در بزرگسالی هم نمی تواند کاری را انجام دهد.

پس اجازه دهیم که فرزندانمان بسیاری از کارهای خودشان را خودشان انجام دهند،

و حتی اگر کاری را مطمئن هستیم که نمی توانند، به آن ها نگوییم که نمی توانی،

بلکه بگوییم فعلا وقتش نرسیده.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *