آینده ی روشن

آینده ی روشن

آینده ی روشن:

کنار رفیقم نشسته بودم و داشتیم صحبت می کردیم.

اما چه صحبت هایی! صحبت های تکراری و خسته کننده.

صحبت هایی که جز این که آدم را ناامید کنه و انسان بی خیال همه چیز بشه، فایده ی دیگه ای نداره.

داشت به من می گفت: امان از این زمونه.

عجب دوره زمونه ی بدی شده.

می خوان به کشور ما حمله کنند.

جنگ
جنگ

اکر حمله کنند، می دونی وضعیت اقتصادی کشور چه می شود؟

تحریم ها رو هم بهش اضافه کن.

دیگه بدبخت بودیم، بدبخت تر هم می شویم.

بچه ها رو هم که نگو!

اصلا تربیت ندارن.

کی ما قدیم ها این شکلی بودیم؟

کی ما جرات می کردیم جلوی بابامون پامون رو دراز کنیم؟

دیگه به هیچ کس هم نمی شه اعتماد کرد.

همه دزد شدن.

نمی دونم آینده چه خواهد شد؟

نکند در آینده همه ی ما بدبخت بشیم.

با این وضعیت آینده رو چه کنیم؟

خلاصه کلی گفت و گفت و همش هم نگران آینده بود.

من هم صبر کردم صحبت هایش که تمام شد، بهش گفتم:

ببین دوست عزیز: به جای این که بگویی با این وضعیت، آینده چه خواهد شد،

باید بگویی: آینده چگونه باید بشود.

یعنی به جای این که یه گوشه بنشینی و دائم غر بزنی و فکر کنی که هیچ نقشی در آینده نداری،
باید بلند شوی و بگویی: دوست دارم، آینده ی خودم و جامعه ام را چگونه بسازم.

با نشستن و غر زدن و کاری را انجام ندادن، قطعا آینده ی تو در دست خود تو نیست،
بلکه در اختیار دیگران و اتفاقات روزگار است.
اما اگر پا شوی و شروع کنی به ساختن آینده ات، آینده ی تو آن گونه می شود که می خواهی.

ببین دوست عزیز: یکی از زیبایی های انتظار برای ظهور همین است.

یعنی دیدن یک آینده ی روشن و تلاش برای رسیدن به این آینده.

کسی که این گونه منتظر باشد، از تک تک لحظات زندگی اش و کارهایی که انجام می دهد لذت می برد.

زیرا می داند که این کارها ختم می شود به یک آینده ی بسیار روشن.

پس نوع جملاتت و فکرت را عوض کن.

به جای این که بگویی: زندگی ما چه خواهد شد، بگو: زندگی من چه باید بشود.

و برای رسیدن به این آینده ای که ترسیم کردی، تلاش کن.

پیش به سوی جامعه ی آرمانی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *